میکروکنترلرها، طراحی و پیاده سازی – ریلیز شد!

قریب به دو سال هست که دارم روی معماری کامپیوتر و پیاده سازی یک کامپیوتر ساده به شکل های مختلف، تحقیق میکنم. تابستان پارسال تصمیم گرفتم که تجربیاتم رو قدم به قدم مکتوب کنم و با دیگران به اشتراک بذارم. همینطور که مطالعه میکردم، شبیه سازی میکردم و به نتیجه ای می‌رسیدم، کم کم یادداشت میکردم و در زمان هایی که پیش می اومد، با یک قالب کلی و به زبان انگلیسی، به صورت سازمان یافته و دسته‌بندی شده درشون می‌آوردم.

سرفصل های کتاب :

فصل اول : میکروکنترل چیست؟
در این فصل کلیت یک میکروکنترلر و این که چه بخش هایی درونش به کار رفته، توضیح داده شده.

فصل دوم : چطور با کامپیوتر حرف بزنیم
در این بخش در مورد زبان های برنامه نویسی و مبناهای عددی و فضای ذخیره سازی دیتا صحبت شده.

فصل سوم : عملیات محاسباتی
در این فصل در مورد انجام عملیات ریاضی در مبنای دو صحبت شده.

فصل چهارم : عملیات منطقی
در این فصل در مورد جبر بول و نحوه انجام عملیات بولین صحبت شده.

فصل پنجم : مدارهای منطقی
اینجا، اومدیم و یه سری گیت های پایه رو بررسی کردیم. همینطور در مورد گیت های مادر صحبت کردیم.

فصل ششم : مدارهای ترکیبی
در این فصل، از ترکیب مدارهای فصل پنجم منطق های جدید ساختیم و چیزای جدید تر پیاده کردیم

فصل هفتم : نخستین کامپیوتر
در این فصل، هف اددر و فول اددر ساختیم، یه ماشین جمع ساده درست کردیم باهاش.

فصل هشتم : حافظه
اینجا رسیدیم به مدارهای ترتیبی و حافظه ای، در اینجا لچ S-R رو ساختیم، در مورد لچ Active High و Active Low توضیح دادیم.

فصل نهم : رجیستر فایل
اینجا چندین رجیستر رو چیدیم کنار هم و یک رجیستر فایل طراحی کردیم.

فصل دهم : معماری کامپیوتر
اینجا با کلیت معماری کامپیوتر و مفاهیم تئوری قضیه آشنا شدیم. چیزایی که لازمه برای یادگیری معماری بلد بود رو آوردیم اینجا.

فصل یازدهم : طراحی، ماشین جمع کننده پیشرفته
اینجا به کامپیوتر ساده فصل هفتم، که فقط جمع میکرد رجیستر و بلاک حافظه ای اضافه میکنیم.

فصل دوازدهم : کامپیوتر (تئوری)
در اینجا به صورت تئوری و روی کاغذ کامپیوتر اصل کاری طراحی شده. تصمیم گیری شده که چه کارهایی انجام بده و «سازمان کامپیوتر» در این نقطه مشخص شده.

فصل سیزدهم : واحد محاسبه و منطق
در این فصل، واحد محاسبه و منطقی برای کامپیوتر خودمون طراحی کردیم، و در مورد Instruction Code ها تصمیم گیری کردیم.

فصل چهاردهم : ساختار برنامه
اینجا برای برنامه پذیر شدن کامپیوتر خودمون تصمیم گیری کردیم و ساختار برنامه ها در زبان ماشین رو تعیین کردیم.

فصل پانزدهم : میکروکنترلر
اینجا بخش های لازم رو کنار هم چیدیم و در نهایت رسیدیم به یه میکروکنترلر فوق العاده ساده.

فصل شانزدهم : برنامه نویسی و سیستم عامل
در اینجا نگاه اجمالی داشتیم به نوشتن برنامه و سیستم عامل برای کامپیوتر خودمون.

فصل هفدهم : نیمه تاریک ماه
در این قسمت، وارد مباحث دیجیتالی و پیاده سازی فیزیکی کامپیوتر شدیم. چیزایی که برای دانشجوهای سخت افزار آشناس ولی نرم افزاری ها یکم در شناختش مشکل دارن. به همین خاطر هم اسمش شده این.

برای دانلود PDF هم میتونید از این لینک استفاده کنید.

FacebookTwitterGoogle+Share

سلول های دیجیتال!

بعد از مدتها، یک تاپیک قشنگ برای نوشتن پیدا کردم، شاید مدتها هم در همین مورد در وبلاگم بنویسم. موضوعی که در جهان، در کنار موضوعات دیگر مطرح هست، موضوعی هست به اسم زیست شناسی مصنوعی که به نوعی میشه گفت پیوند علوم مختلف با زیست شناسی، و تغییر در ساختار بیولوژیک موجوداتی هست که در اطراف ما زندگی میکنن. لینکی را در توییتر دیدم (و البته خاطرم نیست که کجا دیدمش، وگرنه لینک میکردم بهش) که نوشته بود دانشمندان با استفاده از DNA تونستند مدار منطقی بسازند. همونجا خشکم زد و گفتم چطوری میشه؟! تا این که این ویدئو رو دیدم. حقیقت اینه که تا قبل از این، دیده بودم که از نورون (سلول های عصبی) برای انتقال اطلاعات و پیاده سازی منطق های مختلف استفاده بشه، ولی استفاده از DNA برای من به شدت جدید و جذاب بود. و فکر نمیکردم که بشه از DNA ها، ساختار ترانزیستوری گرفت.

در حقیقت، چیزی که اینجا برای ما صفر و یک میسازه، الکتریسیته نیست. بلکه پروتئین ها هستند. در واقع شما دو نوع پروتئین دارید، که یکی نماینده صفر منطقی و دیگری نماینده یک منطقی به حساب میاد. حالا یکم دقیق تر پیش بریم، اگر ویدئو رو ببینید، خواهید دید که ساختار DNA یک نوع باکتری به اسم E.coli (با تلفظ ایکولای) مثل یک گیت NOR هست. یعنی همه منطق های موجود رو میشه با استفاده از این DNA طراحی کرد! نکته جالب تر و شگفت آورتر قضیه هم اینجاست که دانشگاه MIT پلتفرمی به اسم سلوکد منتشر کرده که شما با مراجعه بهش، میتونید کد Verilog بنویسید و تحلیل DNA ایش رو ببینید! و از همه جالبتر اینه که MIT کدهای نوشته شده شما رو، روی سلول های زنده تست میکنه!

تست سلوکد

خب برای این که این پلتفرم دوست داشتنی رو تست کنم، نشستم و یک معکوس کننده یا گیت NOT رو با Verilog HDL نوشتم :

کد   
module NOT(output out, input in);
 always@(in)
   begin
   case({in})
   1'b0: {out} = 1'b1;
   1'b1: {out} = 1'b0;
   endcase
  end
endmodule

بعد از این که روی دکمه Run کلیک کردم (البته یادتون باشه که قبلش تعدادی DNA Sequence رو به عنوان ورودی و خروجی انتخاب کنید تا تحلیل های درست و بهتری تحویل بگیرید) ، شروع کرد به تحلیل کردن. حالا نتایج رو با هم می بینیم!

شکل گیت NOT به صورت قسمتی از DNA :

inverter_A000_dnaplotlib_Eu_outخب، این شکلی هست که در «زیست شناسی مصنوعی» برای بخش های کوچک DNA و نمایندگی اون ها استفاده میشه. ورودی و خروجی های این طراحی ها Promoter هستند که اتصالات بین پروتئین ها رو میتونن به وجود بیارن. پس میشه در یک سلول زنده منطق های مختلف داشت، و ساخت. حالا، جدول درستی این ساختار رو با هم می بینیم :

inverter_A000_RFP_truthهمونطور که می بینید، با صفر و یک طرف نیستیم، بلکه دو نوع ماده شیمیایی هستند که نقش صفر و یک رو بازی میکنند. البته یک ساختار گیت هم برای این واحد ها در نظر گرفته شده که به این شکل هستند :

inverter_wiring_agrn

که می بینید با ساختار گیت هایی که میشناختیم فرق داره. اگرچه، قبل از این که بخوایم اصلا HDL نویسی کنیم، نیاز داریم که اون طراحی منطقی رو انجام بدیم و منطق مدارهای خودمون رو تست کنیم. ولی این ابزار هم خودش برامون گیت ها رو میسازه.

و آخرین چیزی که توجهم رو به خودش جلب کرد، نمودار زیستی ای بود که در خروجی قرار داشت و عملکرد گیت رو به صورت کاملا زیستی تحلیل میکرد :

inverter_A000_xfer_model_P1_PhlF

و البته یک ساختار گیتی دیگر هم داره، که «جنس» ورودی خروجی ها، همون پروتئین هایی که نماینده صفر و یک منطقی هستند رو برای ما مشخص میکنه :

inverter_A000_wiring_grn

خب، تا اینجا میشه فهمید که بشر قصد داره کم کم ترانزیستور رو کنار بذاره و خب در آینده، کامپیوتر الکترونیکی، جای خودش رو به کامپیوترهای بیولوژیکی میده! و این به این معنیه که احتمالا نسل های بعد از ما، زمانی که بخوان سخت افزار رو مطالعه کنن، احتمالا درس «سلول های دیجیتال» خواهند داشت به جای «الکترونیک دیجیتال»! سعی میکنم در این مورد بیشتر مطالعه کنم و یاد بگیرم، و در آینده در موردش بیشتر بنویسم.

موفق باشید :)

FacebookTwitterGoogle+Share

ساخت یک کلاک ساده با آی‌سی 555

وقتی که داشتم در مورد آی‌سی 555 و کاربردهاش تحقیق میکردم یک مثال ساده به چشمم خورد : چشمک زن با LED . خیلی از چشمک زن هایی که در اینترنت بودند رو تست کردم و ساختم و دیدم که کار بکن نیستن که نیستن! تا این که دیدم Ben Eater (کسی که یک کامپیوتر برد بوردی هشت بیتی ساخته) ، یک مدار Clock ساخته. یکی از کاربردهای Clock این هست که مدارهای ما رو در لحظات خاص فعال و در لحظات خاص غیرفعال میکنه. همچنین، مدارهایی داریم که میتونن چند تا کلاک رو هندل کنن و یا نیاز دارن دو تا کلاک داشته باشن که برعکس هم کار میکنن. کلاکی که بن ایتر طراحی کرده به قدر کافی خوب و مناسب هست، اما من یک فیچر (اگر بتونیم بهش بگیم فیچر 🤔) بهش اضافه کردم و محصول نهایی شد این :

timerهمانطوری که در شکل می بینید، خروجی کلاک درجای خودش به یک LED زرد متصل شده. و یک مدار ترانزیستوری هم بهش اضافه شده که حالا میخوایم بررسی کنیم اون چیه؟ اگر با NPN ها آشنا باشید میدونید که وقتی جریان در Base برقراره، امکان حرکت الکترونها از Collector به سمت Emitter هم فراهم میشه. یعنی در این مدار زمانی که خروجی ای که به اسم CLK مشخص شده، روشنه، جریان به راحتی از Collector میره به Emitter و اون LED قرمز که با CLK~ مشخص شده، خاموش میشه. زمانی که جریانی در Base ترانزیستور ما نیست، نتیجتا جلوی حرکت جریان از Collector به Emitter گرفته میشه و جریان به CLK~ میره. این به این معناست که زمانی که نیاز داریم کلاکمون برعکس بزنه، میتونیم از اون خروجی مدار استفاده کنیم! حالا یک سوال هست، و اون هم اینه که …

555 چطور کار میکنه؟

اگر دیتا شیت این آی سی رو بخونید، می بینید که پایه های VCC و GND اون با سه تا مقاومت پنج کیلو اهمی به هم وصل شدن، به همین خاطره که به این آی‌سی 555 گفته میشه. داخل آی‌سی، دوتا مقایسه گر و یک فلیپ فلاپ هست. در واقع زمانی که ما داریم از این آی‌سی کار میکشیم، مقادیر اون فلیپ فلاپی که درون آی‌سی تعبیه شده رو دستکاری میکنیم. برای اطلاعات بیشتر در مورد فلیپ فلاپ توصیه میکنم که دیتاشیت این تراشه رو مطالعه کنید.

در نهایت هم یک فیلم کوتاه از مداری که من ساختم ببینیم :

timer

حجم تصویر متحرک یکم بالاس به بزرگی خودتون ببخشید 😅 یک نکته هم توجه کنید زمانی که مدار رو بستم رنگ LED ها برعکس تصویر شماتیک بود، در شماتیک LED زرد به خروجی کلاک و LED قرمز به خروجی نقیض کلاک وصل شده.

FacebookTwitterGoogle+Share

پیشنهادهای شما برای پیاده سازی یک ایده سخت افزاری

با سلام. خیلی وقت بود وبلاگ نویسی نکرده بودم و حالا پس از مدتها اومدم که بنویسم! شاید بگید الان که فرجه امتحانات هست و بهتره برم به زندگیم برسم، ولی خب توی همین فرجه هم وقت آزاد فراوان هست.

بگذریم، جادی چند وقت پیش در مورد ایده ای که بشه ازش استارتاپ ساخت صحبت کرد. البته ایده و همچنین پیاده سازی که بعد ها به کار گرفت یا همون استارتاپ بستون، کاملا نرم افزاری و بر پایه وب پیش رفت. حالا چرا من اینجا دارم این مطلب رو مینویسم؟

توی پست های جادی چند مساله جالب به چشم میخوره، اولیش اینه «چی نداریم؟! آیا وسیله ای هست اون کار رو انجام بده؟ اگر نیست، خودم میسازمش». و دومین نکته هم «پیاده سازی ایده و تبدیل کردنش به استارتاپ و حتی تا حدی به پول رسوندنش، اونقدر ها هم که فکر میکنیم سخت نیست». و حتی شاید سومیش این باشه که «معطل نکن، شروع کن به پیاده سازی». خب، حالا بیایم ببینم که من میخوام چی کار کنم؟ جادی به من ایده داد که ایده جمع کنم برای یک محصول سخت افزاری! اما محصولی که بشه به در یک مدت زمان نه چندان کوتاهی پیاده سازیش کرد و بعد ازش به پول رسید (بر خلاف StrongPC که بیشتر فاز تحقیقی داره).

ایده هایی که در ذهن خودم هستن اینان :

  • پیاده سازی یه دستگاه ساده با استفاده از میکروکنترلرهایی که توی بازار موجودند، و روبرو شدن با چالش هایی مثل مطالعه معماری، برنامه نویسی برای ریزپردازنده، طراحی مدارهای واسط و … .
  • پیاده سازی یه دستگاه ساده با استفاده از آردوینو و ماژول هاش
  • پیاده سازی یک دستگاه ساده IoT طور با استفاده از Cubieboard یا رزبری
  • و …

حالا از شماها که این پست رو میخونید، میخوام در این باره کمک بدید. اول این که «دستگاه ساده» چی میتونه باشه (مثلا ساعت؟! تقویم رومیزی؟ سیستم اطفاء حریق و …) و دوم این که با چی و چطوری پیاده سازی بشه. بعد از این که ایده مشخص بشه، مرحله مرحله پیاده سازیش در همین وبلاگ، گزارش میشه.

FacebookTwitterGoogle+Share

پروژه گاه‌شمار

خب، من در گروه های تلگرامی این پیام رو میذاشتم :

دوستی مدتی پیش (که خیلی هم ازش نگذشته ) یک چالش رو بعنوان تمرین برنامه نویسی پیشنهاد داد، و اون هم نوشتن یک API بود برای دریافت ساعت و تاریخ.
من هم وارد این چالش شدم و یک API با روبی و سیناترا نوشتم، روی گیتهاب هم قرارش دادم ولی الان دپلویش کردم که اگر شما هم خواستید بتونید ازش استفاده کنید :
https://gahshomar-api.herokuapp.com/

خب، این هم پروژه ای بود که محسن بعنوان تمرین خواست که ما یه API بنویسیم، من هم این رو با Sinatra نوشتم و الان دپلوی شده و در دسترسه! امیدوارم ازش لذت ببرید :)

FacebookTwitterGoogle+Share

رضایت و نارضایتی، از دربستی های موبایلی

uber-login-signup

چند وقتی هست که خیلی از اهالی تکنولوژی، یا کسایی که دنبال آلترناتیوی برای زندگی بهتر و دیجیتالی تر هستند، باب شده که از ابزارهایی مثل اسنپ و تپ سی، استفاده کنند. حالا، بیاید چند تا توییت، با هشتگ اسنپ رو از توییتر بخونیم و ببینیم که چند نفر راضی و چند نفر از وضعیت ناراضی هستند :

 

 

 

توییت اول، پیگیری پشتیبانی اسنپ (که خودم چندین بار باهاش مواجه شدم) رو نشون میده. از این بابت کارشون قابل تقدیر و تشکره که حتی شده به ظاهر هم دنبال رفع نارضایتی هستند. اما توییت دوم، داره یک نارضایتی کلی رو بیان میکنه، آیا همه اسنپ های خالی رو نشون میده؟! یا هر اسنپی که دور و برمونه؟ حالا این مقوله، کاملا بر میگرده به این که کد چطور نوشته شده. اما دلیل اصلی نارضایتی اینه که چرا توی روز بارونی (یا شرایط مشابهی که باعث میشه راننده های «مستقل» گرون تر بگیرن) راننده ای اکسپت نمی کنه! که این به نظرم توجیه و آموزش راننده رو نیاز داره. و اما توییت سوم … کمی بی ادبانه و با لحن تند بیان شده. به نظر من لحن قشنگی نیست، اما صراحتی که در بیانش داشته واقعا جالبه. چیزی که خودم هم بهش رسیدم. راننده ای که همه جوره بهش فهموندم دوست ندارم زیاد حرف بزنه (حتی با گذاشتن هدفون و بلند کردن صدا تا حدی که بفهمه دارم آهنگ گوش میدم) ، گرفته تا راننده ای که حاضر نبود از نقشه استفاده کنه!

بیایید توییت های بیشتری رو بررسی کنیم و ببینیم که مردم دیگه از چه چیزی توی این سرویس ناراضی هستند :

خب، این توییت نارضایتی از قیمته. شاید الگوریتم قیمت گذاری تغییر کرده که بازی رو برد-برد کنه. مثلا شده که مسیری رو با ۱۴ هزار تومن رفتم، و موقع برگشت (که ساعت ترافیک دار بوده) هزینه رفته روی ۱۵ یا ۱۶ هزار تومن. البته هنوز مطمئن نیستم که این بخاطر موقعیت من در مبدا برگشت بوده، یا بخاطر ترافیک زیاد.  

در این توییت هم شاهد نارضایتی از ماشین نداشتن، و غیرقابل اعتماد بودن هستیم. در واقع ایشون بیان کردن (برداشت من البته!) که در ساعتی که ایشون نیاز مبرم به ماشین داشته، احتمالا اسنپ ماشین نداشته. شاید آژانسی که معمولا ازش ماشین میگیره، ماشین نداشته و نزدیک ترین شریان اصلی و ایستگاه تاکسی برای دربست گرفتن هم ازش خیلی دور بوده. خب این مشکل رو به همین راحتیا نمیشه حل کرد و باید زیرساختی تر حل بشه. نه تنها آموزش درست و با کیفیت میخواد، بلکه نیروی کار سازمان یافته بیشتری هم نیاز داره.

 

خب اینجا به همون مشکل الگوریتم قیمت دهی اشاره شده باز. به نظرم بهتر بود در آپدیتی که این رویه در پیش گرفته شده بود، اطلاعی به کاربران داده میشد.

و اما … در کل، میزان رضایت بیشتره یا نارضایتی؟

به عنوان یک کاربر سرویس، شخصا بیشتر ناراضیم تا راضی. چرا که :

  1. در ساعتای شلوغ و پرترافیک، کم پیش میاد که با همون بار اول درخواست اسنپ دادن، ماشینی پیدا شه که اکسپت کنه.
  2. راننده های نزدیک، زودتر پیام رو دریافت نمیکنن، و نتیجه میشه این که راننده ای که در میدان نور (تقاطع کاشانی – ستاری) حضور داره، مسافری رو از شهر زیبا (منتهی علیه غربی کاشانی 😐 ) رو اکسپت کنه و این خودش معطلی برای مسافر هست
  3. خیلی از مشکلات کلاسیک مردم با راننده ها حل نشده. یک نمونش راه بلد بودن هست، نمونه دیگرش پرچونگی و پرحرفی راننده ها، که اگر هشتگی مثل «راننده»، «مسافر کش» یا «راننده تاکسی» رو در توییتر سرچ کنید، میرسید به این مشکلات.

و با گشت و گذار در توییتر هم بیشتر به ناراضی ها میرسیم. میشه گفت که مردم وقتی راضی باشن فیدبک نمیدن یا خیلی کم پیش میاد که فیدبک بدن. اما مردمی که ناراضی هستند معمولا خیلی سریع عدم رضایت خودشون رو جایی که میدونن پشتیبانی اون سرویس فعال هست، منتشر میکنن تا فیدبک بگیرن (مثل اولین توییتی که بررسی کردیم). حالا مهم نیست که کدوم بیشتره، مهم اینه که چرا انقدر ناراضی داره این سرویس؟! چرا با سرچ هشتگ، بیش از این که به معرفی و … برسیم، به نارضایتی رسیدیم؟! این ها سوالاتی هست که باهاش مواجه هستیم. سوالاتی که برای یک بیزنس میتونن بسیار بسیار مهم باشن.

ریشه مشکل کجاست؟ چاره چیه؟!

خب، ریشه مشکل میتونه احتمالا عدم وجود زیرساخت، و نداشتن دانش مدیریتی و تجاری کافی باشه. با حالت مافیایی ای که بازار به خودش گرفته، عده ای خاص (که عموما سواد درست و حسابی هم ندارند) میشن CTO و مدیر روابط عمومی و مدیر داخلی و این عناوین خوشگل رو میگیرن. حالا مهم نیست که این اتفاق افتاده، بریم سراغ زیرساخت. ما میدونیم که عموم افرادی که توی کشورمون اسمارتفون های گرون گرون میخرن، یک دلیل بیشتر نداره، اونم اینه :

یعنی مردم برای پز دادن و پولدار تر به نظر رسیدن، حاضرن گوشی هوشمند بخرن ولی از امکاناتش استفاده ای نبرن و این خودش یعنی یک زیرساخت شدیدا خراب! اگرچه، با داشتن مدیران خوب و باسواد در بیزنس ها، میشه زیرساخت رو هم درست کرد. مثلا خیلی ها هستن که همین اسنپ رو به هم معرفی میکنن و تازه یک کاربردی برای اون محصولی که پول کمی هم براش ندادن، پیدا کردن. بخش دیگر این زیرساخت، اینترنت هست. مثلا دم در خونه ما درست آنتن نمیده و من همیشه مجبورم که به راننده اسنپ (یا تپسی) آدرس رو تلفنی یا از طریق پیام کوتاه منتقل کنم. و برام عذابه که وقتی یه پین روی نقشه انداختم، چرا باید دوباره بگم؟؟؟؟ و این زیرساخت چیزی فراتر از کابر و بیزنسه.

با اصلاح مواردی که در این متن گفته شد، میشه تا حد زیادی به مشکلات رسیدگی کرد. آموزش درست راننده و مسافر، داشتن یک نرم افزار User-friendly تر و با UX بهتر و … همش میتونه به بهتر شدن و افزایش میزان رضایت مشتری، کمک کنه!

در آخر هم ممنونم که این پست بلند و بالای من رو خوندید! در مورد Uber هم در تصویر اول متن بگم که همینطوری خواستم بذارم، چون مشابهش رو برای اسنپ پیدا نکردم 😀 

موفق باشید :)

FacebookTwitterGoogle+Share

دوستی با محصول جدید اتودسک

اکثرا میدونیم که شبیه سازی و استفاده از بردهای آردوینو و AVR و … ، برای کاربران لینوکس خیلی مشکله. حتی شبیه سازی ساده مدارهای الکتریکی و الکترونیکی هم مشکلیه که اکثرا کاربران لینوکس باهاش روبرو هستند. اما امروز، میخوام ابزاری رو معرفی کنم، که هم رایگانه و هم تحت وب. به شما امکان کد زدن روی آردوینو و تست کردن مدارهای مجتمع، ساختن مدارهای دیجیتال و آنالوگ رو میده.

شرکت اتودسک که پیش تر با محصولاتی مثل اتوکد و مایا شناخته شده بود، الان اومده محصولی به اسم 123D Circuits رو ارائه کرده که با ساختن یک اکانت و عضویت درش، میتونید به راحتی آزمایشات الکترونیکی خودتون رو انجام بدید.

این هم نمونه مداری که بستم، یک آی سی 7408 هست که داره دو ورودی رو با هم AND میکنه :

کافیه روی start simulation کلیک کنید و بعد با کلید ها بازی کنید تا تغییرات توی ولت متر و LED قرمز رنگ روی برد بورد رو شاهد باشید.

FacebookTwitterGoogle+Share

FreeBSD 11.0-RC1 – نخستین دیدار

امروز بعد از مدتها به وبسایت محبوب و معروف دیستروواچ سر زدم و دیدم که یکی از سیستم عامل های محبوبم یعنی FreeBSD یک نسخه نامزد انتشار منتشر کرده!

خب با خوشحالی تمام دانلودش کردم.

اولین چیزی که در FreeBSD 11 برام جالب شد، این بود که توی نصاب خیلی ریز شده بودن و سوال پرسیده بودن، یعنی عمده پیکربندی رو جزئی از نصاب کردن که این خودش یک پوئن مثبت در نوع خودش محسوب میشه. و یک پیشرفت خیلی بزرگ، چون عمده کاربران FreeBSD مدیران سیستم ها هستند، پس این تیپ پیکربندی هنگام نصب بدرد میخوره.

خب، بعد نصب، تصمیم گرفتم اول pkg رو راه بندازم. بعد nano رو نصب کردم (ادیتور محبوب من در CLI ! یه چیز تنبل پسند و عالی!) ، بعدش تصمیم گرفتم دسکتاپ رو راه اندازی کنم. دیدم توی هندبوک، به gnome3 اشاره شده، اونجا بود که فهمیدم احتمالا گنوم شل دوست داشتنیمون هم اومده به FreeBSD . پس gnome3 رو نصب کردم و این خطوط رو به rc.conf افزودم :

کد   
dbus_enable="YES"
hald_enable="YES"
 
#Running GNOME and GDM services
 
gdm_enable="YES"
gnome_enable="YES"

و بعد از یک ریبوت، چشممون به جمال گنوم شل با 3D Acceleration روشن شد :

و این عکس هم به جهت تایید اصالت سیستم عامل :

در مورد این دسکتاپ، که خب یک دسکتاپ مدرن محسوب میشه و تا مدتها در FreeBSD پیداش نبود، میشه گفت که با اضافه شدنش بدون مشکل به سیستم عامل، میتونه به پیشرفت این سیستم عامل در حوزه دسکتاپ کمک کنه. البته، در کل 11 نرم تر از ۹ و ۱۰ بود که قبل تر تست کرده بودم و حتی به عنوان سیستم عامل اصلی ازشون استفاده میکردم.

موفق باشید :)

FacebookTwitterGoogle+Share

بررسی معماری MIPS

خب، همونطور که داریم سلسله آموزش های ساخت کامپیوتر ساده در Logisim رو دنبال میکنیم، گفتم این وسط یه توضیحی هم در مورد معماری MIPS داشته باشیم. در واقع MIPS یکی از ساده ترین و کم دستور ترین معماری های ممکنه، و البته پیاده سازی دوبارش در نرم افزارهایی مثل Logisim بسیار ساده. میشه.

این یک ALU بسیار ساده بر اساس میپس هست (که البته یک بیتی پیاده شده) :

MIPS

در اینجا، برای تفریق مدار جداگانه ای در نظر نگرفته، بلکه مقدار B رو با یک، XOR کرده (هوشمندانه به نظر میرسه، نه؟) و از less هم برای مقایسه، از یک مالتی پلکسر ۸ به ۱ هم برای انتخاب عملیات استفاده شده (به جای استفاده از دیکدر و گیت های AND )، در کل میشه یک ساختار خیلی قشنگ براش قائل شد، البته بهتر از این هم میشد الگوریتم هایی مثل تفریق رو هم پیاده کرد (مثلا با استفاده از یه mux میشد انتخاب کرد که خود B نیازه یا نقیضش؟ و البته نیاز بود که cin هم حتما روشن شه که مکمل ۲ گرفته شه).

زبان ماشین این ALU هم خیلی سادس، به ازای مقدار ۰ ، عملیات AND ، به ازای ۱ عملیات OR ، به ازای ۲ عملیات XOR ، به ازای ۳ عملیات NOR ، به ازای ۴ عملیات ADD و به ازای ۵ عملیات مقایسه رو انجام میده (البته برای مقایسه هم میشه از XNOR استفاده کرد و تساوی رو سنجید).

امیدوارم که این مطلب به دردتون خورده باشه، همچنین میتونید این معماری رو پیاده کنید و نتیجش رو حتی روی برد بُرد بیارید :) .

موفق باشید.

FacebookTwitterGoogle+Share

ساخت یک کامپیوتر ساده در Logisim – قسمت دوم (مجموعه دستور العمل ها)

در قسمت قبلی، چالش رو مطرح کردیم که کامپیوتر هشت بیتی خودمون رو بسازیم. ببینیم چه مداراتی نیاز داریم؟!

خب ما دو ورودی هشت بیتی A و B رو خواهیم داشت، پس به این موارد نیاز داریم :

  1. مداری برای NOT کردن ورودی A
  2. مداری برای NOT کردن ورودی B
  3. مداری برای AND کردن هر دو ورودی
  4. مداری برای OR کردن هر دو ورودی
  5. مداری برای جمع کردن دو ورودی
  6. مداری برای تفریق دو ورودی

خب، چون ما از یک قطعه به اسم «دیکدر» برای انتخاب دستورات استفاده میکنیم، و دیکدرها هم یک ورودی با سایز n میگیرن، و خروجی اونها «دو به توان n» هست، و ما اینجا «مجموعه دستور العمل» یا Instruction Set مون دارای ۶ دستور هست، بهینه ترین حالت استفاده از یک دیکدر ۳ به ۸ هست. خب، با این حساب، باید کد عملیات ها یا Operation Code ها رو به این شکل تعریف کنیم :

Operation Code
NOT A 000
NOT B 001
AND A, B 010
OR A, B 011
ADD A , B 100
SUB A, B 101

خب الان ما میدونیم که کامپیوتر محترم باید چه دستوراتی رو اچرا کنه. در واقع، وقتی میگیم ۰ ، کامپیوتر اون رو به دیکدر میده و میفهمه که باید نقیض A رو بهمون بده. وقتی ۱ رو فراخوانی میکنیم، باید نقیض B بهمون داده شه، وقتی میگیم ۵ در واقع مقدار B رو از A کم میکنیم و … . با توجه به این که الان، ما یک دیکدر ۳ به ۸ در مدار «واحد محاسبه و منطق» داریم، میتونیم ۴ دستور العمل دیگه هم بهش اضافه کنیم (با شما :) ). در قسمت بعدی این آموزش، میرسیم به این که ورودی ها و خروجی ها رو چطوری مدیریت کنیم. بعدش هم در مورد ساختار کلی ALU صحبت میشه و بعد از چند پست دیگه، یک ALU کامل با هم خواهیم داشت. پس فعلا در مورد بلاهایی که سر ۸ بیت ورودی میشه آورد فکر کنید و شاد باشید :)

FacebookTwitterGoogle+Share