بیماری اوبونتو! لطفا مبتلا نشوید :)

اوبونتو یکی از پر حاشیه ترین های دنیای لینوکس است. درسته که امکانات خوبی داره ، مثل سافتور سنتر یا کلود بی نظیرش ولی مشکلاتی هم داره که از یک کاربر عادی تا ریچارد استالمن (و یحتمل دنیس ریچی خدا بیامرز 😀 ) ازش شاکی هستند . توسعه یونیتی و Mir یکی از نکات مثبت توسعه اوبونتو و چیزهایی مثل لنز شاپینگ از نکات منفی هستند که در این سیستم عامل به چشم میخورند. بیایم و با هم این غول لینوکسی رو کمی بیشتر بررسی کنیم :)

خب اولین روزی که اوبونتو رو تجربه کردم جالبترین چیزش برام منوهای سراسری Global بود. بعدش هم محیط یونیتی ، بعد از محیط گنوم ۲ کمی برام جذابیت داشت. در نسخه ۱۲.۱۰ باز هم جالب تر شد ، مخصوصا اینکه میشد در آمازون هم سرچ کرد. اما همین حدودا بود که ریچارد استالمن مطلب و ویدئوی Ubuntu : The Spyware رو منتشر کرد و بعدش اوبونتو هم اعلام کرد که نه داداش ما اطلاعات رو بدون اسم میفرستیم. ایرادات دیگری هم که به اوبونتو وارده ، این هست که اوبونتو در مخازنش نرم افزارهای کدبسته زیادی رو داره. درسته ، دبیان و آرچ هم دارن اما توی مخازن Main یا Contrib نمیزارن که نرم افزار کدبسته وارد بشه و کاربر بنا به انتخاب خودش نرم افزارهای کدبسته رو با اضافه کردن یک یا چند مخزن non-free نصب میکنه.

و اما بیماری اوبونتو چیست؟

اوبونتو به خودی خود یک سیستم عامل کامل و خوب هست ، اما ناقل ویروسه. اما نه این ویروس از اون واحد های نیمه زندست و نه یک ویروس رایانه ای که ویندوز رو مبتلا میکنه! این یک ویروس روانی هست. اوبونتو کلکسیون خوبی از برنامه ها رو ارائه میده و وانمود میکنه که به آرمانهای نرم افزار آزاد پایبنده ، اما پس چرا توی نصاب بجای فلش پلیر ادوبی ، گنش رو معرفی نمیکنه؟ یا چرا بجای گوگل کروم ، کرومیوم یا یک مرورگر آزاد دیگر رو نشون نمیده؟

برای مبتلا نشدن به چنین بیماری ای ، یکی از راه حلها رو تغییر توزیع پیشفرض میدونم. یکی دیگه هم اینه : اگر در حال حاضر دارید توزیعی آماده میکنید ، حتما بیسش رو عوض کنید! شاید وقتی بچه های اوبونتو کمتر بشن ، اوبونتو هم مشتریان پر و پا قرصش رو از دست بده و اینگونه است که میبینه عملکردش نامناسب بوده.

FacebookTwitterGoogle+Share

منتشرشده توسط

محمدرضا حقیری

نیازی نمی بینم تا اینجا رو پر کنم، ترجیح میدم یه صفحه داشته باشم و کامل توضیح بدم داستان خودم رو :)

7 دیدگاه برای «بیماری اوبونتو! لطفا مبتلا نشوید :)»

  1. شما چه برنامه ای برای جدا کردن جبیر از اوبونتو دارید؟ جبیر بی اس دی ربطی به این قضیه داره؟ یا مثلا دبیان…
    میشه بگید با ابزارهای گنو چه مشکلی دارید؟ مثلا لایسنسش چه مشکلی براتون ایجاد می کنه؟

  2. هر توزیعی برای خودش هدف و رسالتی داره و هدف اوبونتو ارائه یک سیستم عامل کامل قابل رقابت با ویندوز و مک هست. از این منظر اگه نگاه کنیم اوبونتو باید نرم افزارهایی رو داشته باشه که ۱- کمترین مشکلات احتمالی رو داشته باشن و ۲- بین کاربران سایر سیستم عامل ها شناخته شده باشن. حالا آیا به نظر شما مثلا گنش یا کرومیوم این قابلیتها رو داره؟
    دنیای لینوکس حدود ۱۰۰۰ تا توزیع داره، اگه قرار باشه همه اونها از یک فرمول و ایده پیروی کنن دیگه چه نیازی به این همه توزیع و پراکنده شدن نیروها بود؟
    البته قبول دارم که اوبونتو میتونه برای حمایت از نرم افزارهای آزاد بهتر عمل کنه و مثلا مخرن نرم افزارهای غیر آزاد رو جدا کنه و یا … اما حتی اگر هم انجام نده گناهی نکرده.
    لطفا این مطلب رو هم مطالعه کنید:
    اوبونتو ستیزی: http://alihzadeh.blog.ir/1392/01/12

    1. گناه؟ به نظر من ثواب هم کرده (دارم از پایین به بالا جواب میدم) . همین الان میلیون ها کاربر لینوکس از مبتدی ترین ها تا حرفه ای ترین ها هستند که دارند از اوبونتو و یا یکی از مشتقاتش استفاده میکنند و راضی هستند.
      در مورد تعدد توزیع ها اگر یادم بشه دقیقا همین نظر رو با هم مشترکا در انجمن لینوکس ری ویو داشتیم که چرا این همه توزیع وجود داره و قبول دارم. یکی مثل تریسکل میخواد همه چیزش آزاد باشه ، یکی هم مثل مینت میخواد کاربر باهاش حال کنه.
      در مورد نرم افزارها ، میتونست کمی عاقلانه تر عمل کنه. همون لحظه نصب هیچ نرم افزاری معرفی نکنه ، ولی بعد از اینکه سیستم عامل بوت شد، یک Welcome Window داشته باشه که کاربر ببینه سیستم عامل چی به چیه. و بعد با چند تا تیک نرم افزارهای مورد نیاز کاربر – چه آزاد ، چه غیرآزاد و حتی انحصاری – رو نصب کنه. من خودم از مخالفان گنش هستم ، دلیلش هم این هست که تکنولوژی های جدیدی داره پیاده سازی میشه که فلش بدون نصب هیچ افزونه ای روی مرورگر باشه، و ظاهرا گوگل و موزیلا همزمان روش داشتند کار میکردند. و گنش رو مصداق «هزارمین اختراع (ناموفق) چرخ» میدونم. و این که کمترین مشکلات رو داشته باشند هم کاملا قبول دارم. در نهایت باید بگم که تحت تاثیر جماعت «خود فیلسوف پندار» که تمام اعتقاداتشون ، اعتقادات فردی هست که در سلامت عقلانیش شک داریم (ر.م. استالمن) قرار گرفتم و وقتی خودم این مطلب رو میخونم شدیدا به این فکر میرم که واقعا خودم این رو ننوشتم 😀

      1. البته من به سلامت عقلانی اون بنده خدا شک ندارم! اونا هم برای خودشون دلایلی دارن. و مطمئنا اونا هم میتونن برای نظرات و اعتقاداتشون یک مطلب “… ستیزی” (… رو با اعتقادات اونا پر کنین) بنویسن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>