پروپاگاندای پلنگ صورتی

اگر به پست های من دقت کنید، متوجه خواهید شد که عنوانها معمولا یک جنبه طنز گونه دارند ولی خود مطلب طنز نیست یا یک طنز بسیار ضعیفه. به عقیده من، عنوان طنز آمیز حتی برای یک مطلب کاملا جدی، میتونه جذابیتش رو چند برابر کنه. به این کار میگیم «تبلیغات». تبلیغ، هیچوقت بد نیست. اما باید جاش رو دونست. مثلا، بدترین نوع تبلیغ، Pop up هایی هستند که در یک سایت (مثلاً سایت دانلود موسیقی) با کلیک روی یک لینک، باز میشن و مزاحمت ایجاد میکنن.

تبلیغ، میتونه برای هرچیزی باشه. گونه ای خیلی خیلی خاص از تبلیغ هست، که رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی به خودش میگیره، و بهش گفته میشه «پروپاگاندا». پروپاگاندا به هر شکل و هرچیزی میتونه باشه. مثلا، پروپاگاندای آلمان و آمریکا و … در جنگ دوم جهانی. آلمان، پروپاگانداهای نژاد پرستانه و ضد کمونیستی، آمریکا نمایش دادن آلمان و ژاپن و … در شکل موش و جانوران موذی و … . پروپاگاندا، نوعی درگیری لفظی هم هست، اما بیشتر جنبه دولتی و سیاسی داره تا جنبه اجتماعی.

پروپاگاندا به چه شکل هایی خودش رو نشون میده؟

خیلی ساده، چیزهایی که حتی فکرش هم سخته، چه برسه به عملش، میشن پروپاگاندا. مثلا، یکی از شبکه های تلویزیونی که مستندهای مختلف نشون میده، سریال نشون میده، برنامه های سرگرم کننده داره و … ، در زیرپوستش یک پروپاگاندا برای یک دولت خاص در جریانه. حالا از کجا میشه فهمید؟ از اونجا که این شبکه، تبلیغات بازرگانی پخش نمیکنه، یا اگر هم میکنه، شبکه های زیرگروه خودش رو تبلیغ میکنه یا حتی محصولاتی که خودشون تولید میکنن رو تبلیغ میکنه. چرا؟ چون که پول هنگفت و قلمبه، از پیش پرداخت شده و شبکه اصولا نیازی بهش نداره. این یک پروپاگاندای غیرمستقیم هست.

خب، پس مستقیم چی میشه؟ مستقیم میشه مثل «پوسترهای یهود ستیزانه آلمان نازی» یا «عموسام شما را میخواهد» که رسما و مستقیما توسط دولت خاصی ارائه میشه. مثل :

که در این پروپاگاندا، ایالت آلاسکا، یک تله مرگبار برای ژاپن ترسیم شده و ژاپن رو تنها به شکل یک موش به تصویر کشیده.

این هم مطلبی که قولش رو در شبکات اجتماعی داده بودم، در مورد پروپاگاندا!

موفق باشید!

Share

تولد یک دیکتاتور، نبرد من.

Mein-Kampfاگر به شما بگن «آدولف هیتلر» یاد چه خواهید افتاد؟ درسته! پیشوای آلمان نازی از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۴ که بازنده جنگ جهانی دوم بود و خیلی چیزا مثل هلوکاست رو در کارنامش داره. اما اینجا، نمیخوایم در مورد سیاست بحث کنیم. اینجا بحث، بحث کتابه. کتابی که به قلم خود هیتلر نوشته شده،و داستانی از زندگیش و همچنین مدینه فاضله ای که رسم کرده تا چطور آلمان، اطریش و کلا کشورهای ژرمن رو اداره کنه.

اول یکم نقد روی «نبرد من» (به آلمانی : Mein Kampf) رو بخونیم :

این کتاب با نثری بسیار بد نوشته شده است، اما مدتها در آلمان نازی در برنامه مدرسه ها برای تدریس قرار داشت

نقل قول بالا، از کتاب «هیتلر و نازیسم» هست که کتابی بسیار جانبدارانه هست و در یکی از دانشگاه های انگلستان نوشته شده.

در ماین کامف، هیتلر از زندگی کودکی و نوجوانیش، خاطراتی که با جنگ جهانی اول داشته و … رو مطرح میکنه. یکی یکی اشتباهات آلمان در جنگ اول رو بر میشمره و خب، طبیعتا از دولت و احزاب مارکسیست اون زمان در آلمان و اتریش انتقادات شدید و تندی میکنه و همچنین به شدت از اوتوفون بیسمارک طرفداری میکنه.

در کل، کتاب خیلی خوبیه، که ببینید «چه چیزی یک دیکتاتور رو دیکتاتور میکنه» :).

Bundesarchiv_Bild_183-S33882,_Adolf_Hitler_retouched

Share