#کارپینو، یا تاکسی نارنجی روی گوشی های هوشمند!

چند روز پیش، دوستی کارپینو رو به من معرفی کرد. رقیبی برای اسنپ و تپسی (و شاید استارتاپ های دیگر حوزه حمل و نقل درون/برون شهری ) که ظاهرا خود تاکسی رانی و شرکتهای تاکسی رانی خصوصی پشتش هستند، شما سفارش ماشین میدید و یک «تاکسی» میاد دنبالتون، یه چیزی مثل این 😀

IMG20145432

خب، این حرکت قشنگه ولی چند تا مشکل اساسیش تو چشم میزنه :

  • مسافر خودش باید دکمه «سوار شدم» رو بزنه، به نظر من احمقانه ترین چیزی که میتونه در چنین اپ هایی پیاده سازی بشه همینه! در واقع راننده هست که باید اعلام کنه مسافر سوار شده و سفر رسما آغاز شده، نه این که مسافر خودش اعلام کنه!
  • امکان امتیاز دهی به راننده وجود نداره، امروز عجله داشتم و راننده به موقع رسید، مسیر خوبی هم انتخاب کرد، ولی آخرش نشون داد به مبلغی که در اپلیکیشن وارد شده بی اعتنا بوده (در واقع ۹ هزار تومن بود و من ۱۰ تومن دادم، راننده پولی به من پس نداد تا خودم ازش خواستم که باقی پول رو پس بده) ، یعنی اگر اسنپ بود میشد ۴ از ۵ ستاره. من نتونستم بهش امتیاز مناسب بدم.
  • بعد از سوار شدن هیچ آپشن مسیریابی ای برای راننده فعال نشد، و راننده داشت از من مسیر میپرسید (البته انتهای راه). یکی از خوبی های اسنپ اینه که حداقل نیازی نیست در راه مسیر رو بگی و به کمک Waze (که البته الان جوابگو نیست!) و Google Maps و … ، خودش مسیر حدودی رو پیدا میکنه و فقط ممکنه در پیچ و خم ها و پس‌کوچه ها نیاز باشه که راهنمایی کنیم.
  • این برای من خیلی مهمه، عادت دارم که بعد از سوار شدن به اسنپ یا تپسی، پرداخت آنلاین انجام بدم و بنا به دلایلی تا جایی که بتونم از وجه نقد رد و بدل کردن در میرم! ولی این کارپینوی عزیز، هیچ آپشنی نداشت که بعد از سوار شدن بتونی پرداخت رو انجام بدی!
  • و آخرین مورد ، دقیقا همه پیام هایی که باید توسط راننده (موقع رسیدن، لغو سفر، … ) ارسال بشه امکانش هست که توسط مسافر ارسال بشه 😐 یعنی تغییری در محتوای پیام ندادند و همینطوری وارد اپلیکیشن شده!

گرچه، در وبسایتشون هم سوتی های خیلی عجیبی میشه پیدا کرد :

  • خیلی جاها اسم «ماکسی» به چشم میخوره، ظاهرا اسم اولی که برای استارتاپ (اگر بشه حتی اسمش رو استارتاپ گذاشت 😐 ) انتخاب کرده بودند ماکسی بوده، و بعد شده کارپینو. اما به خاطر عجله ای که برای لانچ کردن داشتند این مورد رو اصلاح نکردند.
  • وقتی روی آیکن Google Play کلیک کنید، به «کافه بازار» هدایت میشید! این هم چیزی بود که باعث تعجبم شد! با این که کافه بازار آیکن خاص خودش رو داره وبرای دانلود میشه ازش استفاده کرد ولی نمیدونم چرا اینجا از آیکن گوگل استفاده شده!

در کل، سرویس جالبیه ولی «خیلی خیلی خیلی» جای کار داره، خیلی از پیامها و محتوا باید عوض بشن، خیلی از آپشن ها باید اضافه بشن و از همه مهم تر این که باید برای مدیریت تراکنش ها و پرداخت ها سیستم خاصی پیاده سازی بشه که مشکلات برشمرده شده رو هم رفع کنه!

FacebookTwitterGoogle+Share

چالش توسعه و سهم من

از معرفی چالشی موسوم به IranDevChallenge که در واقع چالش توسعه ایران یا به صورت دقیق تر، چالش توسعه دهنده های ایرانی هست، مدت نسبتا زیادی میگذره. این رو بگم که آغازگر این چالش آرش بود، و آرش خودش رو به چالش کشید. من گفته بودم که باید مدتی فکر کنم و بعد بگم که چه چیزی میخوام عرضه کنم. در این چالش قرار هست که یک سرویس تحت وب یا به عبارتی همون Web Application رو طراحی و تولید کنیم  و شش ماه وقت داریم. یعنی اگر از امروز، یکم مهر 1393 شروع کنیم، یکم فروردین 1394 پروژه باید آماده باشه. البته میشه طور دیگه به قضیه نگاه کرد، پروژه ممکنه بیش تر از شش ماه طول بکشه، ولی با کیفیت بیشتر انجام بشه.

من خودم رو در حوزه موبایل به چالش میکشم. مدتها پیش، من دامنه پاسارگاد موبایل رو تهیه کردم. تا شاید بتونم یه فروم موبایلی روش نصب کنم. چیزی که بسیار کم هست 😀 . خب، حتما از اسمایلی به کار رفته فهمیدید که نه، اصلا هم کم نیست و خب چه کاریه؟ از طرفی مدیریت ایران بی اس دی هست، و در چند فروم دیگر هم فعالیت زیادی دارم و تگ های متنوع. پس چرا یک فروم جدید؟ اواسط بهمن ماه 1392 بود که تصمیم گرفتم یک اپ استور آنلاین برای iOS درست کنم، که تبلیغ شدن سیبچه در تلویزیون باعث شد که از این کار هم پشیمون بشم. آخرش که چی؟ یک رقیب سرسخت که پر از نرم افزار کرک هست و ادعا میکنه قانونی داره اپلیکیشن ها رو توزیع میکنه (البته در مورد اون دسته اپ هایی که برنامه نویس ها میفرستن، قانونیه ولی بعید میدونم OpenVPN یا Instagram خودشون اپلیکشن رو در سیبچه گذاشته باشن). و پشتیبانی هم داره.

پس نتیجه چی شد؟

نتیجه این شد که برم سراغ یک مارکت نرم افزار آزاد فارسی برای آندروید. در این مارکت، برنامه نویس میتونه برنامه رو بفروشه، یا رایگان تولید کنه و امکان خرید درون برنامه ای رو داشته باشه و همچنین برنامه رایگان منتشر کنه و درخواست حمایت بده. پس ایده من اینطوری پرورده شد! ایده من از F-Droid گرفته شده، در واقع میشه گفت یک بازار اما بصورت کاملا آزاد!

بیشتر توضیح بده، متوجه منظورت نشدم!

خب، F-Droid میگرده نرم افزارهایی که مجوز آزاد دارند، مثل GPL, Apache, LGPL, … رو پیدا میکنه، و درون مارکت خودش قرار میده. یا برنامه نویسی که اپلیکشن رو نوشته، اپ رو درون اف-دروید قرار میده تا دوستانی که نیاز دارند، دانلودش کنن و لذت ببرن. حالا، من تصمیم دارم همین رو بصورت فارسی ایجاد کنم ولی با تفاوت عمده :)

چه تفاوتی؟

خب، پاسارگاد موبایل، روی تلفن همراه شما نصب نمیشه. شما بواسطه مرورگرتون بازش میکنید. همچنین، برنامه نویس ملزم به قرار دادن لینکی به سورس برنامش خواهد بود، احتمالا درخواست میکنیم تا برنامه ها روی GitHub قرار بگیرن و لینکی به گیتهاب داده بشه. در پاسارگاد، برنامه نویس برنامه رو میفروشه و من هم یک سهمی از برنامه نویس دریافت میکنم (البته میشه سیستم اپلی کرد که برنامه نویس حق عضویت پرداخت کنه، ولی ترجیح میدم درصدی از هر فروش رو بردارم). و این ها تفاوتهای پاسارگاد موبایل با F-Droid هست.

آیا سرویس های جانبی هم راه اندازی خواهی شد؟

مطمئنا پاسارگاد موبایل، یک انجمن خواهد داشت که به سوالات کاربران پاسخ بده، و همچنین یک وبلاگ که اخبارش و اخبار دنیای فناوری رو به اطلاع کاربران برسونه.

من سعی میکنم هر از گاهی در مورد پاسارگاد موبایل و عمل کردش، مطلبی بنویسم و شما رو در جریان پیشرفت کار قرار بدم :).

موفق باشید.

FacebookTwitterGoogle+Share

داستان لینوکس، کتابی که باید بر بستر اینترنت خواند.

فکر کنم اکثر خواننده های وبلاگ من، حداقل کسانی که از طریق فرومهای اوبونتو و … با وبلاگ من آشنا شدند، لینوس تروالدز رو بشناسند، کسی که دوست داشت سیستم عامل خودش رو بنویسه و این کار رو هم کرد و نام سیستم عاملش شد لینوکس، و این لینوکس الان یکی از ایمن ترین و پر کاربر ترین سیستم عاملهای جهان هست که در قالب «توزیع ها» خود نمایی میکنه! توزیع هایی مثل دبیان، آندروید، اوبونتو، ردهت انترپرایز و …! کلی تفاوت بصری، اما یکسان در هسته!

جادی رو هم اکثرا میشناسید، وبلاگ نویسی که نثر قشنگی داره و البته یک صدای گرم، پادکست «رادیوگیک» رو میخونه و من هم معمولا وبلاگش رو دنبال میکنم :).

کتاب Just For Fun (فقط برای تفریح) یک اتوبیوگرافی (خودزندگی نامه یا حسب حال نامه) به قلم شخص لینوس هست، و توسط جادی ترجمه شده. زمانی که جادی نتونسته از طریق قانونیش، کتاب رو منتشر کنه، تصمیم گرفته تا اون رو آنلاین منتشر کنه :

من سال ها پیش کتاب Just For Fun که مربوط به زندگی لینوس توروالدز و نوشته شدن لینوکس است رو ترجمه کردم ولی ارشاد بهش مجوز چاپ نداد. حالا تصمیم گرفتم آنلاین برای بقیه بذارمش و اینجا آپلودش کردم: www.LinuxStory.ir . خوشحالم می شم بخونین و به دیگران معرفی کنین چون به نظرم نشون دهنده بخشی از فرهنگی است که لینوکس زاده اونه.

منبع هم حرف جادی در فروم اوبونتو هست.

خوندن این کتاب آسونه! تنها نیاز دارید تا به اینترنت دسترسی داشته باشید و بتونید اسکرول کنید! یا یک نرم افزار PDF خوان داشته باشید!

این هم لینک داستان لینوکس!

Just_for_Fun_cover

 

FacebookTwitterGoogle+Share