کسب درآمد از نرم‌افزار آزاد و متن‌باز – بررسی مدل‌های کسب و کار

مدتی پیش، من اعلام کردم که یکی از دلایل کم بودن طرفداران نرم‌افزار آزاد و متن‌باز در ایران به طور خاص، اینه که کسب درآمد ازشون توسط متخصصان حوزه فناوری اطلاعات ممکن نیست. گذشته از این هم، اگر جایی حاضر باشه روی چنین چیزی کار کنه احتمالا حقوق کمتری برای متخصصین و مهندسین در نظر می‌گیره.

دوستی همین حرف رو برای من فرستاد (به نقل از خودم) و نقدهاش پیرامون حرفم رو مطرح کرد. یک بحث نسبتا طولانی شکل گرفت و خب من به نتیجه رسیدم که این مطلب رو حتما بنویسم. چرا؟ چون لازم بود اون نیم ساعت صحبت من جایی مکتوب بشه که بحث کردن روی اون و نقل قول ازش ساده‌تر باشه.

من چند مدل برای کسب درآمد از نرم‌افزار آزاد، به ذهنم رسید که همه اونها رو در این مطلب برای شما موردی توضیح خواهم داد.

روش اول: کمک مادی و معنوی از سمت جامعه

در این روش، افرادی که در جامعه فعالند، به سایر پروژه‌ها، نرم‌افزارها و یا کمپین‌ها کمک مادی و معنوی می‌کنند. برای مثال، برای افرادی که نیازمند تامین هزینه سرور هستند، پول واریز می‌کنند تا سرویس آزادشون نخوابه. برای افرادی که نرم‌افزاری رو توسعه میدند پول واریز می‌کنند که توسعه ادامه دار بشه. این روش، روش خوبیه و خیلی از نرم‌افزارها عمده درآمدشون از کمک‌هاییه که از طرف جامعه بهشون میشه.

اما یک مشکل بزرگی اینجا هست و اون اینه شاید جامعه دلش نخواد کمک کنه. و همیشه باید این فرض رو در ذهن خود داشته باشید. هیچ تعهدی از طرف جامعه برای شما نیست که بهتون پول بدند، در ترجمه اثرتون سهیم باشند یا براتون پول رکوئست بفرستند و … . بنابراین نمیشه این روش رو «مدل کسب و کار» دونست. اما میتونه یک روش خوب برای تامین حداقلی مالی یک پروژه باشه.

در ایران این روش چندین بار تست شده. بعضی پروژه‌ها به خوبی تونستن به درآمدی برسن اما اکثریت اونقدری که لایقشن، کمک دریافت نمی‌کنند. شاید مسائل شخصی و کلا حواشی جامعه میتونه در این قضیه دخیل باشه.

روش دوم : شرکت‌هایی که به صورت تخصصی در این حوزه کار می‌کنن

در دنیا شرکت‌هایی هستند که به صورت تخصصی روی نرم‌افزارهای آزاد و متن باز کار می‌کنند. نمونه خیلی در دسترسش، میتونه ردهت باشه. نمونه دیگرش هم کنونیکال. نمونه‌های زیادی داریم. این شرکتها از طریق فروش پشتیبانی، سرویس و راهکار مبتنی بر محصولات و استراتژی‌های خودشون و صدالبته سخت‌افزار (مثل iXSystems که سخت‌افزارهای NAS مبتنی بر BSD می‌فروشه) کسب درآمد می‌کنن.

همچنین شرکتهای دیگری مثل گوگل یا اوراکل هم زیرمجموعه‌هایی دارند که تخصصی در این حوزه فعال باشند و پروژه‌هاشون به صورت کاملا آزاد منتشر شده باشه.

این شرکت‌ها در ایران وجود دارند. شاید عجیب باشه براتون اما چندین شرکت هستند که در ایران در این زمینه فعالیت مستمر دارند اما نکته مهم اینجاست که این شرکت‌ها معمولا توسط یک سری افراد مشخصی گردونده میشه. قصد ندارم بگم این خوبه یا بد، بلکه این موضوع بده که شرکت‌های دیگری در این حوزه ورود نکردند هنوز. وگرنه که وجود صرف خود شرکتها، میتونه خوب باشه.

روش سوم: کمک شرکت‌های بزرگ به پروژه‌های آزاد

ما یک سری شرکتی در هر فضایی داریم که اصطلاحا بهشون «تک‌شاخ» گفته می‌شه. تکشاخ‌ها در واقع همون غولهایین که شما هرروز اسمش رو می‌شنوید. اپل، مایکروسافت، گوگل، آی‌بی‌ام و … . این شرکتها، بعضا از پروژه‌های آزاد استفاده می‌کنند. برای مثال اپل برای هسته مک‌اواس و آی‌اواس از داروین استفاده می‌کنه که مبتنی بر FreeBSD عه. همیشه هم کامیت‌هایی روی این پروژه هست که ایمیل apple.com باشن.

و خب مایکروسافت هم احتمالا شنیدید که در چندسال اخیر چقدر به این دنیا خودش رو نزدیک کرده و حتی چقدر پروژه‌های خاص و بزرگ خودش رو هم متن‌باز منتشر کرده.

این شرکتها، سیاستشون اینه که هم کمک جامعه کاربری رو دارند (یعنی پول کمتری خرج می‌کنند)، هم مشکلاتشون سریع‌تر رفع میشه و هم به موقعش مقدار زیادی پول و سرمایه وارد این قضیه می‌کنند.

اما در ایران چطور؟ در ایران، ما شرکت‌های بزرگی داریم که اتفاقا از نرم‌افزارها و خدمات آزاد به کرات استفاده کردند. اما خب مورد داشتیم که حتی کپی‌رایت OSM هم به درستی در نقشه‌هاشون وارد نکرده بودند. این شرکتها، میتونند به این جامعه و توسعه‌دهنده‌ها برای کسب درآمد، کمک کنند.

روش آخر : یکی مجانی و آزاد، یکی پولی و بسته.

این هم یکی دیگر از روش‌هایی که به ذهنم رسید که بگم. در حال حاضر، خیلی از پروژه‌ها هستند که یک نسخه اوپن سورس دارند. مثل Metasploit یا NGINX . این‌ها کاری که میکنن اینه که نسخه اوپن رو رایگان ارائه میدن و کلی کمک هم از جامعه دریافت می‌کنند و یک نسخه با پشتیبانی تجاری و … دارند که معمولا کدش عمومی نیست (از اونجایی که شخصا هیچ نرم‌افزاری به این شکل نخریدم، نمی‌تونم بگم که آیا کد اون نسخه رو میدن به خریدار یا نه) و بابت دریافتش و همچنین دریافت پشتیبانیش، شما نیازمند پرداخت پول خواهید بود.

تا الان در کشور خودمون ندیدم که سرویسی چنین کنه. اما به نظر، ایده جالبی میاد برای کار کردن در این حوزه.

جمع‌بندی

خب نتیجه کلی این که «میشه از نرم‌افزار آزاد و متن‌باز هم پول درآورد». اما بحث، بحث مدله. این که شما کدوم مدل رو دنبال کنید و چطوری بخواید با پولی که درآوردید، به این جامعه ارزش برگردونید. مدلهایی که به ذهن من می‌رسید در این مطلب قید شدند. قطعا مدلهای بیشتری هم هستند که به ذهن من نرسیدند اما برای بحث پیرامون این ماجرا، من حی و حاضرم 😀

Share

میزبانی کردن صفحات ایستا در گیت‌لب

وبسایت گیت‌لب (لینک) همچون سایر سرویس‌های مشابه، امکان میزبانی کردن پرونده‌ها و صفحات ایستا را به شما می‌دهد. در این پست، قصد داریم بررسی کنیم که چگونه می‌توان یک صفحه ایستا را در گیت‌لب میزبانی کرد.

ساخت مخزن

پس از ساخت حساب کاربری در گیت‌لب، یک مخزن ایجاد کنید. برای مثال، اگر نام کاربری شما username است، پیشنهاد می‌شود که نام مخزن را username.gitlab.io بگذارید. این مخزن، می‌تواند عمومی یا خصوصی باشد (معمول است که مخازن وبسایت یا وبلاگ شخصی خصوصی ساخته شوند. اما اگر نیاز است که روش ساخت، شیوه‌نامه یا جاوااسکریپت خود را با دیگران شریک شوید، بهتر است مخزن را عمومی کنید).

ساخت پرونده‌های مورد نیاز

پس از این که مخزن ساخته شد، پوشه‌ای روی رایانه خود ایجاد کرده و برای مثال نامش را username.gitlab.io بگذارید. سپس داخل پوشه، پرونده‌ها را به این شکل ایجاد کنید :

username.gitlab.io/
├── .gitlab-ci.yml
└── index.html

توجه کنید که ممکن است پرونده‌های شما بیشتر نیز بشوند، برای مثال پوشه‌ای برای شیوه‌نامه‌ها، پوشه‌ای برای جاوااسکریپت و … ممکن است نیاز داشته باشید. فلذا هرچه کنار index.html نیاز است را درون این پوشه قرار دهید.

ویرایش پرونده gitlab-ci

این پرونده، به شما کمک می‌کند که پرونده‌های ایستای خود را، روی گیت‌لب قرار دهید. به عبارتی، کاری که این پرونده انجام می‌دهد «یکپارچه‌سازی مستمر» یا Continuous Integration است. درون این پرونده، باید مراحل «استقرار» یا Deploy پروژه، تعریف شود. برای این منظور، از YAML استفاده می‌شود.

برای استقرار یک صفحه ایستا، تنها کافیست به این شکل، این پرونده را ویرایش کنید :

pages:
 stage: deploy
 scirpt:
  - mkdir .public
  - cp -r * .public
  - mv .public public
 artifacts:
  paths:
   - public
 only:
  - master

در قسمت اول، می‌گوییم که قرار است روی Gitlab pages چیزی ساخته شود. در قسمت stage مشخص می‌کنیم که قرار است پرونده‌های تولید شده، کجا قرار بگیرند.

در قسمت script ابتدا یک پوشه مخفی می‌سازیم و سپس تمام محتوا را به آن منتقل می‌کنیم. علت مخفی بودن این پوشه، این است که دستور cp تلاشی برای کپی کردن خود پوشه نکند.

پس از آن، این پوشه را از حالت مخفی خارج کرده و سپس، در قسمت artifacts مشخص می‌کنیم که مسیر مورد نظر؛ پوشه public است. پس از انجام تمام مراحل کافی است که در بخش only مشخص نماییم فقط از شاخه master پرونده‌ها را خوانده و به پوشه public منتقل کند.

استفاده از تولید‌کنندگان صفحات ایستا

بسیاری از افراد، از «تولیدکنندگان صفحات ایستا» یا Static Generator ها استفاده می‌نمایند. استفاده از این ابزارها، بسیار سریع و به صرفه بوده و معمول است که جای درگیر شدن با طراحی ایستا، از این‌ها استفاده شود. شما می‌توانید از تولیدکنندگان صفحات ایستا مانند jekyll یا hugo روی گیت‌لب استفاده نمایید. در آموزش بعدی، بررسی می‌کنیم که چگونه می‌توان یک بلاگ با جکیل روی گیت‌لب ایجاد و مدیریت کرد.

Share

نگاهی کلی به کد منبع ماستودون

مدتی پیش، خواستم یک نمونه شخصی از ماستودون بسازم. موقع نصب، ارورهای عجیب و غریب دریافت کردم و خب شروع کردم به جست و جو پیرامون این که چرا اینطوریه و خیلی‌ها واضحا بیان کردند که «مشکل از تصویر داکر PostgresSQL بوده و باید روی اون تصویر کمی تغییر داده شه».

حقیقتا من از PGSQL استفاده نکردم و خیلی هم دلم نمیخواست وارد قضیه بشم و روی داکرفایل و داکر کامپوز و …، تغییر ایجاد کنم. به نظرم همون چیزی که خود توسعه‌دهنده پیشنهاد می‌کنه، معمولا بهترین حالتیه که داره با نرم‌افزار کار می‌کنه. اما یه ایده‌ای به سرم زد و اون هم این بود که چی میشه اگر پشتیبانی از MySQL رو به این بزرگوار اضافه کنم؟ نتیجه این شد که تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم 😀

ماستودون چیه؟

ماستودون یک شبکه اجتماعی از نوع «فدریتد» (انگلیسی : Federated) محسوب میشه. به این شکل که وقتی شما روی سرور خودتون هم اون رو اجرا کنید، می‌تونید باقی سرورها رو ببینید و تعامل کنید.

مدتی میشه که خیلی از دوستانم، ماستودون رو بعنوان شبکه اجتماعی اصلی استفاده می‌کنند و خیلی کم‌تر به توییتر میان. شاید هم کلا توییتر نیان. یکی از دلایلش همینه که شما، صاحب داده‌های خودت هستی. این یک ایده خیلی خوبه که اگر واقعا حریم خصوصی و گردش اطلاعات براتون مهمه، به سمت ماستودون مهاجرت کنید.

نگاه به کد و چندکلمه‌ای صحبت پیرامون اون

خب از اینجا اصل ماجرا شروع میشه. کد ماستودون با فرمورک روبی آن ریلز (لینک) نوشته شده. این برای من خیلی خوشحال‌کننده بود چون خوندن و تغییر دادن اون کد رو آسون می‌کرد. اما این هم باید در نظر گرفت که کد، به شدت بزرگه و حتی برای حرفه‌ای‌های روبی آن ریلز هم خوندنش کمی دشواره. بهرحال می‌شه یکم حوصله به خرج داد و کد بزرگ رو درک کرد. این مشکل کد نیست. بلکه مشکل اون ساختار MVC محسوب میشه که بعد یه مدتی کد رو به شدت بزرگ می‌کنه و پیمایش و رفع اشکالش رو سخت.

در نگاه اول، کد واقعا ایراد خاصی (جز ایرادات مرسوم پروژه‌های مشابه) رو نداره. اما اولین ایراد جایی خودش رو نشون میده که شما چندین کتابخونه سیستمی اضافی نیاز دارید. برای من libicu و libidn و اینا بود. یکم جا خوردم که چرا باید این‌ها نصب باشه؟ اما با کمی تحقیق در موردش، فهمیدم که یک سری از کتابخونه‌های روبی هستند که وابسته به این بزرگوارهان. در واقع، هردوی این‌ها به شکلی برای پردازش متن استفاده شدند و خب این که پردازش متن، از طرف سیستم انجام بشه خیلی منطقیه. این موضوع فقط کمی باعث بزرگتر شدن پروژه شده. اما خوبی‌هاش، به شدت بیشتر از بدی‌هاشه.

مورد بعدی اروری بود که سر PGSQL گرفتم. خب حقیقتا انتظار این یکی رو داشتم. چون PGSQL و کتابخونه‌های سیستمیش، روی سیستم من نصب نیستند (البته شاید بعدها مجبور شم برای اشکال زدایی و کمک به همین ماستودون، نصبش کنم) و خب اروری که گرفتم دقیقا همین رو می‌گفت. وقتی مطمئن شدم که هیچ کتابخونه دیگری مشکلی نداره، دست به کار شدم که PGSQL رو با MySQL عوض کنم.

پروسه تغییر سیستم مدیریت پایگاه داده

خب معمولش اینه که اول، به پروژه می‌گیم کتابخونه‌های لازم رو نصب کنه. نیاز بود روی سیستم libmysqlclient-dev هم نصب کنم و کردم. بعدش در Gemfile، جم‌های مربوط به مدیریت MySQL رو اضافه کردم و جم‌های مربوط به PGSQL رو به دیدگاه تبدیل کردم و رفتم سراغ مراحل ساخت پروژه.

متاسفانه، اینجا کلی ارور گرفتم سر یک سری جم خاص! جم‌هایی که مرتبط با PGSQL هستند و شدیدا Hard Code شدن رو در کد منبع، شاهد بودیم.

قسمتیش رو دستی حذف کردم به امید این که کار کنه. اما موقع اجرای Migration ها، ارورهای جدیدی گرفتم. قسمت بزرگی از Migration ها رو چک کردم و دیدم که یه جاهایی حتی به صورت دستی دستورات PGSQL نوشته شده. حس می‌کردم که دیگه از اینجا جلوتر رفتن، یه جورایی مسخره کردن خودم باشه. حقیقتا بود، چون اصلا آشنا نبودم به این که اینجا چه اتفاقی داره می‌افته و خب بیخیال اضافه کردن پشتیبانی MySQL به این پروژه شدم.

جمع‌بندی

همونطوری که عرض کردم خدمت شما، بزرگترین اشکال این کد اینه که شدیدا وابسته به PGSQL عه. اگر اینقدر هاردکد نمی‌شد، شاید وضعیت طور دیگری بود و می‌شد پشتیبانی پایگاه‌های دیگر رو بهش اضافه کرد. متاسفانه در issue هایی که در پروژه بود هم دیدم که خیلی صریح پیشنهادات مرتبط با MySQL رو رد کردند و امیدم رو به طور کلی به این پروژه برای اضافه کردن این دیتابیس، از دست دادم.

یک توصیه نهایی بخوام به دوستان توسعه‌دهنده کنم اینه که : سعی کنید حداقل در زمینه دیتابیس، وابستگی رو به حداقل خودش برسونید. اول از همه با این فرض که ممکنه هرلحظه شما به هردلیلی بخواید سیستم رو عوض کنید. پس هرقدر وابستگی کمرنگ‌تر باشه، بیشتر به نفع خودتونه.

مورد بعدی هم اینه که اگر نفر بعدی به هر دلیلی خواست با سیستم متفاوتی پروژه رو اجرا کنه، انقدر سختش نباشه. بهرحال، همه قرار نیست همه چیز رو اونطوری که من و شما دوست داریم، استفاده کنن.

Share

کاپریس لینوکس نسخه ۱.۰ پایدار «اتمورا» ریلیز شد.

قبل از اینکه داستان کاپریس‌لینوکس رو تعریف کنم، لازمه داستانی از کاری که باعث شد کاپریس‌لینوکس ساخته بشه کمی بگم. چرا که این داستان، داستانیه که خیلی کم پیش اومده جایی مثل بلاگ مکتوبش کنم. فلذا، اول کمی داستان‌سرایی می‌کنم و بعد به سراغ جزییات فنی می‌ریم.

در اسفند ۹۸، دوست خوبی به نام دانیال بهزادی (که اسمی آشنا برای اهالی نرم‌افزار آزاد و همچنین دوستان لینوکسیه) با من تماس گرفت و پیشنهاد کاری رو داد. اون کار، تهیه یک توزیع لینوکس با حمایت یک شرکت بود و خب من اولش یکم نسبت بهش تردید داشتم اما بعدتر، قبول کردم و سراغ کار رفتیم. در حین این کار، من فهمیدم به یک «زمین بازی» نیاز دارم. همون پروسه‌ای که برای تولید توزیع لینوکسی که شرکت بابتش هزینه می‌کرد رو بابت یک پروژه شخصی طی کردم و هرچی به نظرم این وسط ممکن بود مشکل‌ساز شده باشه رو یه جا یادداشت می‌کردم که باگها دربیان.

کم‌کم دیدم چیزی که خودم ساختم هم کم چیزی نشده. نتیجتا، یه سری از ایده‌های خودم رو روش پیاده کردم و اسمش هم شد «کاپریس لینوکس». کاپریس، هم اسم یه مدل ماشین از شورلته هم به قطعات موسیقی که تغییرات ناگهانی رو شامل میشن اطلاق میشه. این اسم خیلی میومد به پروژه و بعدها بهتر هم فیت شد.

کم کم وسطای پروژه، هیچ پوینتی برای ادامه‌ش نداشتم. اما از طرفی هم وبسایت داشتیم براش، هم یه سری کلا بهم ملحق شده بودند که این پروژه رو به یه جایی برسونن. به همین خاطر، تصمیم گرفتم هرچی ایده‌آل برای یک توزیع لینوکسی دارم رو بریزم در کاپریس! اولین قدم، تولید این میزکار قشنگ براش بود :

گرچه خود این هم چند روزی وقت گرفت ازم (و در نسخه‌های جدیدتر کمی بهبود یافت) اما ارزشش رو داشت.

بعد از اون، به سرم زد که کمی به BSD ها نزدیکش کنم. به همین خاطر APT که سیستم نصب بسته‌های دبیانه رو نگه داشتم، سیستم pkgsrc که یک سیستم مدیریت پورت در NetBSD عه (و تقریبا روی هر سیستم‌عامل دیگری هم امکان اجرا شدن داره، البته با کمی انگولک شدن) رو برای این توزیع پیاده‌سازی کردم.

تا اینجا همه چی خوب بود، به سرم زد که systemd هم یه جوری ازش حذف کنم! کمی تحقیق و بررسی کردم و دیدم به همین سادگی‌ها نیست و یه سری ملزومات خاص داره. اما به سرم زد که سیستم rc.d رو از همون NetBSD حداقل برای سرویس‌هایی که از طریق pkgsrc نصب میشن پیاده کنم.

و خب به همین شکل، این قضیه پیشرفته و پیشرفته‌تر شد تا رسید به کاپریسی که ۱ آگوست ۲۰۲۰ معادل ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ منتشر شد.

لینک در وبگاه خبری اصلی

از اونجایی که احتمالا شما هم کنجکاو شدید بیشتر ازش بدونید، دیگه توضیحات اضافه رو اینجا نمی‌دم. بلکه شما رو به وبسایت خود پروژه کاپریس راهنمایی می‌کنم :

http://capricelinux.org/2020/08/01/Caprice-Linux-1.0-STABLE-release-notes.html

 

Share

به روز رسانی اوبونتو از نسخه های LTS به STS

توزیع اوبونتو، معمولا در دونسخه ارائه میشه. نسخه های «پشتیبانی طولانی مدت» یا همون LTS (مخفف Long Term Support ) که اگر اشتباه نکنم هر کدوم تا پنج سال، پشتیبانی دریافت میکنند. این پشتیبانی به معنای پشتیبانی از سمت کنونیکال (شرکت سازنده این توزیع)، دریافت آپدیت های امنیتی و همچنین به روز شدن مستندات توزیع است.

نسخه های STS که طبق روتین ارائه اوبونتو هر شش ماه یه بار میان، قبلا دو سال پشتیبانی می‌شدند ولی مثل این که الان این پشتیبانی کمتر شده و همون شش ماه (یا یک سال، دقیقا نمیدونم و یادم نیست) پشتیبانی رو دریافت میکنن. این نسخه ها به قول معروف «روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند» و معمولا تکنولوژی های جدیدی رو در خودشون جای دادن.

هر کدوم از این نسخه ها، مزایای خودش رو داره. خیلی از افراد رو دیدم که با هر آپدیتی، سریعا سیستم عامل خودشون رو آپدیت میکنند و خیلی ها هم ترجیح میدند دو سال یک بار، نسخه های LTS رو آپدیت کنند و یا حتی کل پنج سالی که برای LTS ها پشتیبانی در نظر گرفته شده، روی اون بمونن. اما برگردیم به دسته اول!

فرض کنیم شما آخرین اوبونتوی LTS (در حال حاضر ۱۸.۰۴ ) رو نصب کردید و میخواهید به STS جدید (در حال حاضر ۱۹.۰۴) به‌روز رسانی کنید. برای این کار، نیاز به چند مرحله داریم. اول لازمه که update-manager رو نصب کنیم :

sudo apt install update-manager-core

و البته معمولا این بسته روی اوبونتو نصب شده. فقط در صورتی که نصب نباشه، این دستور نصبش میکنه. نصب هم باشه یا به شما میگه که آخرین نسخه رو نصب کردید یا به روز رسانی میکنه.

گام دوم، اینه که به آپدیت منیجر، بگیم که به جای lts در نسخه های normal برامون دنبال ریلیز جدید بگرده. فقط کافیه این فایل رو با یک ویرایشگر متن باز کنیم (البته ترجیحا ویرایشگرهای خط فرمان؛ چون دسترسی ریشه نیاز داریم) :

/etc/update-manager/release-upgrades

سپس در این فایل، شما احتمالا این خط رو می‌بینید :

Prompt=lts

با تغییر مقدار متغیر prompt به normal ، شما به آپدیت منیجر گفتید که در نسخه های STS به دنبال ریلیز جدید بگرده. بعد از این که عبارت lts رو با normal جایگزین کردید، کافیه فایل رو ذخیره کرده، ببندید و در ترمینال تایپ کنید :

do-release-upgrade

و جایی هم نیاز به پسورد داشته باشید، این دستور ازتون دریافتش خواهد کرد.

این راه حلی بود که خودم دقیقا استفاده کردم برای آپدیت به ۱۹.۰۴. نمیدونم قبلتر کسی در وب فارسی توضیحش داده یا نه، ولی خب امیدوارم که به کارتون بیاد 🙂

Share

نصب و راه اندازی KTechLab برای پروژه های الکترونیک

پروژه های الکترونیک، مثل طراحی مدار، مدارهای منطقی، الکترونیک دیجیتال و … ، همه معمولا توسط نرم افزار Proteus و در سیستم عامل ویندوز انجام میشن. پروتئوس نرم افزار کامل و جامعیه و همه چی هم داره. شما میتونید به سادگی یک پروژه میکروکنترلری در پروتئوس پیاده سازی و اجرا کنید و مطمئن باشید نتیجه‌ای که میگیرید، تا حد بسیار زیاد و قابل قبولی، شبیه نتیجه‌ایه که در پیاده‌سازی حقیقی از پروژه خواهید داشت.

اما مشکلی که اکثر کاربران لینوکس دارند، اینه که پروتئوس نسخه لینوکس نداره. اجرای اون روی واین هم زیاد چنگی به دل نمیزنه و گذشته از اون، همه هم سیستمی ندارند که ماشین مجازی رو تحمل و ساپورت کنه، پس نتیجتا اکثر افرادی که پروژه های الکترونیک انجام میدن، یک سیستم عامل ویندوز هم کنار لینوکسشون دارند. امروز تصمیم داشتم که یک پروژه‌ای رو آزمایش کنم و میخواستم ببینم که روی اوبونتو، چه ابزاری نصب دارم. طبق معمول به دنبال Logisim گشتم ولی فهمیدم که هنوز نسخه جدیدش رو دانلود نکردم. پس، گفتم بهتره سرچ کنم و به نتیجه مطلوب برسم.

در نتیجه جست و جو، به KTechLab رسیدم. گرچه اسمش برام آشنا بود ولی هیچوقت ازش استفاده نکرده بودم. گفتم که بهتره الان به دنبالش باشم و ازش کمی (حتی شده آزمایشی) استفاده کنم. شاید، نتیجه‌ای که خواستم رو گرفتم. خب، خوشبختانه این نرم افزار اون چیزایی که میخواستم رو داشت. این هم تصویری از محیطش :

و الان یک سوال پیش میاد :

چطور نصبش کنیم؟

من اسمش رو جست و جو کردم و به وبسایتش رسیدم (لینک) و بعد سورس کدش رو دانلود کردم. اما فهمیدم که برای نصبش نیاز به cmake دارم، پس اون رو نصب کردم :


کد   
sudo apt install cmake

و بعد از نصب این، کمی گشتم تا ببینم چه پیش‌نیازهایی داره، سپس اونا رو نصب کردم :


کد   
sudo apt install git kdelibs5-dev kdevplatform-dev qt4-dev-tools cmake libglib2.0-dev

بعد از نصب، فایل فشرده حاوی سورس کد رو از حالت فشرده درآوردم، درون پوشه سورس یک پوشه به اسم build ساختم و به ترتیب این سه دستور رو زدم :


کد   
cmake ..
make
sudo make install

و در آخر، دیدم که KTechLab به لیست نرم افزارهای نصب شده اضافه شده.

در آینده، در مورد این که این نرم افزار چطوره و کجاها به درد میخوره، بیشتر خواهم نوشت. امیدوارم این پست مفید واقع شده باشه، موفق باشید 🙂

Share

کد هایم را دزدیده بود، آقای قاضی…!

شخصی به ایران آمده بود، عده ای از جوانان استارتاپی؛ او را به کشور خودشان دعوت کرده بودند. طرف از برنامه نویسان و هکرهایی بود که سرش به تنش می ارزید و در هر زمینه ای که فکرش را بکنید؛ حرفی برای گفتن داشت. در نمایشگاه، با حال خوش غرفه ها را یکی پس از دیگری میدید و با اشتیاق از آنها در مورد کارشان، هدفشان و روششان سوال میکرد! همه چیز خوب بود تا این که پسربچه ای؛ یک کاغذ به دستش داد. او کاغذ را خواند؛ برایش جالب شد. لینکی که در آن کاغذ به آن اشاره شده بود را باز کرد؛ کمی با دموی محصول کار کرد و ناگهان، مشتی بر صورت پسربچه کوبید. او را به دادگاه بردند، قاضی از او پرسید «چرا ایشان را مضروب کردی؟» شخص خارجی جواب داد «کدهایم را دزدیده بود آقای قاضی!».

services_operating_procedures

چیزی که در شروع پست خوندید، یک داستان بود. از شخصی که احتمالا به ایران دعوت میشه و می بینه که محصول خودش، داره به عنوان محصول دانش بنیان و ملی و … در یک استارتاپ به مردم فروخته میشه. این چیزی هست که قراره در این پست در موردش به طور مفصل توضیح بدم. اصلا میخوایم ببینیم این کانسپت دزدی چی هست و چطور داره مثل یک غده سرطانی؛ بازار نرم افزار رو میخوره.

حدود سال ۲۰۱۰ بود که من یک iPod Touch خریدم و همون موقع ها، وارد وبسایت های مرتبط با محصولات Apple شدم. دوستان زیادی اونجا پیدا کردم و با خیلی از اون دوستان، دوستی من تا الان ادامه داشته. ولی خب چیزهایی هم دیدم که واقعا باعث شاخ در آوردن من شد. اگر اشتباه نکنم حدودای سال ۲۰۱۲ بود که iPhone 4S معرفی شد و چیزی که این گوشی رو متمایز میکرد؛ دستیار صوتی Siri بود که میتونست جوابهای دقیق و درستی بده. همون موقع ها، کاربران زیادی بر آن شدن که این اپ رو برای نسخه های قدیمی تر iOS هم پورت کنن. یک روزی از همین روزها یکی از کاربران ایرانی مدعی شد که این کار رو کرده (لینک) و خب مدتها با این حرف داشت برای خودش ارزش و اعتبار میخرید و حتی لینک Donation هم گذاشته بود که یک شب، یک لینکی در فرومی منتشر شد که بله، این آقا دزدی کرده! کار کار خودش نبوده و به اسم خودش در کرده. این اولین بار بود که با «دزدی» اثر نرم افزاری روبرو شدم. اون موقع به شدت ناراحت شدم؛ ناراحتی من از اون هکری که واقعا سیری رو تونسته بود پورت کنه شاید حتی بیشتر شد.

حالا در همون سالها، من پروژه جبیر رو راه اندازی کردم. پروژه ای که علیرغم خیلی از حواشی ای که داشت؛ کلی هم دوست جدید، کلی تجربه و کلی بار علمی و عملی برای من داشت. جبیر چی بود؟ اوایل یک اوبونتوی کاستوم شده (و صد البته Rebrand شده) و بعد ها هم یک FreeBSD کاستوم شده و Rebrand شده. این پروژه رو من در یکی دوتا از فروم های اپلی هم معرفی کردم و خب به «دزدی» و «جا زدن کار دیگران به اسم خود» محکوم شدم. در صورتی که لایسنس هایی که این دو نرم افزار، یعنی اوبونتو و FreeBSD بر اساس اون منتشر میشن؛ دقیقا به من این اجازه رو میدن که rebrand کنم و به عنوان یک محصول جدید به بازار ارائه بدم. در صورتی که درمورد اون Siri پورت شده (و خیلی از کارهایی که تو کامیونیتی فارسی اپل رخ میده) چنین چیزی صدق نمیکنه.

33-122-598-08البته هنوز این اتفاقات رو نتونسته بودم هضم کنم؛ که فهمیدم گروه «آشیانه» معروف هم چنین کاری میکنه، لینوکس رو میکنه توی جعبه و به اسم فایروال میفروشه. این کمی برام منطقی تر به نظر رسید؛ حداقل کمی وقت میذاشتن و یه حداقل پیکربندی ای ارائه میدادن. ولی باز هم داشتند خلاف لایسنس (GPL ) پیش میرفتند، سورس کد و خیلی چیزهای دیگه رو از دید کاربر مخفی میکردند. همین باعث شد که بیش از پیش سعی کنم انسان بهتری حداقل در این آشفته بازار نرم افزار در ایران باشم. حداقل دزدی نکنم یا اگر از کار شخص دیگری استفاده کردم، بهش کردیت بدم.

این موارد خیلی وقت بود که دیده نمیشد، یه جورایی میشه گفت خیلی وقت بود که از سیستم های کثیف دور بودم؛ تا این که چندروزه سیستم کثیف به سراغ ما اومده! شخصی مدعی بود که اولین (این لفظ هم خیلی وقت بود نشنیده بودم) سیستم یکپارچه مجازی سازی و کنترل سرورهای مجازی رو ایجاد کرده (لینک وبسایت ایرانی) و خب مدتهای زیادی با تبلیغاتش ما رو اذیت کرد، امروز دوستی به من لینکی داد که نشون میده حتی این هم دزدی از کار یک خارجی هست (لینک). واقعا نمیدونم چرا عادت نداریم وقتی ادعا میکنیم کاری رو خودمون انجام دادیم، واقعا خودمون انجامش داده باشیم؟! و یا این که چرا انقدر راحت حاصل زحمات یک نفر یا گروه دیگه رو مصادره میکنیم؟

بعنوان پاراگراف آخر، دوست دارم که از همه کسانی که این پست رو میخونن خواهش کنم که این سیستم رو ادامه ندن (اگر تا الان به این سیستم مشغول بودند) یا اگر هم قصد کاری دارند؛ اگر از کد، طرح یا ایده افراد دیگه دارند استفاده میکنند کردیت رو بدن. واقعا در اخلاق یک انسان نمیگنجه که بخواد با زحمات دیگری، برای خودش تولید ثروت کنه.

Share

میکروکنترلرها، طراحی و پیاده سازی – ریلیز شد!

قریب به دو سال هست که دارم روی معماری کامپیوتر و پیاده سازی یک کامپیوتر ساده به شکل های مختلف، تحقیق میکنم. تابستان پارسال تصمیم گرفتم که تجربیاتم رو قدم به قدم مکتوب کنم و با دیگران به اشتراک بذارم. همینطور که مطالعه میکردم، شبیه سازی میکردم و به نتیجه ای می‌رسیدم، کم کم یادداشت میکردم و در زمان هایی که پیش می اومد، با یک قالب کلی و به زبان انگلیسی، به صورت سازمان یافته و دسته‌بندی شده درشون می‌آوردم.

سرفصل های کتاب :

فصل اول : میکروکنترل چیست؟
در این فصل کلیت یک میکروکنترلر و این که چه بخش هایی درونش به کار رفته، توضیح داده شده.

فصل دوم : چطور با کامپیوتر حرف بزنیم
در این بخش در مورد زبان های برنامه نویسی و مبناهای عددی و فضای ذخیره سازی دیتا صحبت شده.

فصل سوم : عملیات محاسباتی
در این فصل در مورد انجام عملیات ریاضی در مبنای دو صحبت شده.

فصل چهارم : عملیات منطقی
در این فصل در مورد جبر بول و نحوه انجام عملیات بولین صحبت شده.

فصل پنجم : مدارهای منطقی
اینجا، اومدیم و یه سری گیت های پایه رو بررسی کردیم. همینطور در مورد گیت های مادر صحبت کردیم.

فصل ششم : مدارهای ترکیبی
در این فصل، از ترکیب مدارهای فصل پنجم منطق های جدید ساختیم و چیزای جدید تر پیاده کردیم

فصل هفتم : نخستین کامپیوتر
در این فصل، هف اددر و فول اددر ساختیم، یه ماشین جمع ساده درست کردیم باهاش.

فصل هشتم : حافظه
اینجا رسیدیم به مدارهای ترتیبی و حافظه ای، در اینجا لچ S-R رو ساختیم، در مورد لچ Active High و Active Low توضیح دادیم.

فصل نهم : رجیستر فایل
اینجا چندین رجیستر رو چیدیم کنار هم و یک رجیستر فایل طراحی کردیم.

فصل دهم : معماری کامپیوتر
اینجا با کلیت معماری کامپیوتر و مفاهیم تئوری قضیه آشنا شدیم. چیزایی که لازمه برای یادگیری معماری بلد بود رو آوردیم اینجا.

فصل یازدهم : طراحی، ماشین جمع کننده پیشرفته
اینجا به کامپیوتر ساده فصل هفتم، که فقط جمع میکرد رجیستر و بلاک حافظه ای اضافه میکنیم.

فصل دوازدهم : کامپیوتر (تئوری)
در اینجا به صورت تئوری و روی کاغذ کامپیوتر اصل کاری طراحی شده. تصمیم گیری شده که چه کارهایی انجام بده و «سازمان کامپیوتر» در این نقطه مشخص شده.

فصل سیزدهم : واحد محاسبه و منطق
در این فصل، واحد محاسبه و منطقی برای کامپیوتر خودمون طراحی کردیم، و در مورد Instruction Code ها تصمیم گیری کردیم.

فصل چهاردهم : ساختار برنامه
اینجا برای برنامه پذیر شدن کامپیوتر خودمون تصمیم گیری کردیم و ساختار برنامه ها در زبان ماشین رو تعیین کردیم.

فصل پانزدهم : میکروکنترلر
اینجا بخش های لازم رو کنار هم چیدیم و در نهایت رسیدیم به یه میکروکنترلر فوق العاده ساده.

فصل شانزدهم : برنامه نویسی و سیستم عامل
در اینجا نگاه اجمالی داشتیم به نوشتن برنامه و سیستم عامل برای کامپیوتر خودمون.

فصل هفدهم : نیمه تاریک ماه
در این قسمت، وارد مباحث دیجیتالی و پیاده سازی فیزیکی کامپیوتر شدیم. چیزایی که برای دانشجوهای سخت افزار آشناس ولی نرم افزاری ها یکم در شناختش مشکل دارن. به همین خاطر هم اسمش شده این.

برای دانلود PDF هم میتونید از این لینک استفاده کنید.

Share

پیشنهادهای شما برای پیاده سازی یک ایده سخت افزاری

با سلام. خیلی وقت بود وبلاگ نویسی نکرده بودم و حالا پس از مدتها اومدم که بنویسم! شاید بگید الان که فرجه امتحانات هست و بهتره برم به زندگیم برسم، ولی خب توی همین فرجه هم وقت آزاد فراوان هست.

بگذریم، جادی چند وقت پیش در مورد ایده ای که بشه ازش استارتاپ ساخت صحبت کرد. البته ایده و همچنین پیاده سازی که بعد ها به کار گرفت یا همون استارتاپ بستون، کاملا نرم افزاری و بر پایه وب پیش رفت. حالا چرا من اینجا دارم این مطلب رو مینویسم؟

توی پست های جادی چند مساله جالب به چشم میخوره، اولیش اینه «چی نداریم؟! آیا وسیله ای هست اون کار رو انجام بده؟ اگر نیست، خودم میسازمش». و دومین نکته هم «پیاده سازی ایده و تبدیل کردنش به استارتاپ و حتی تا حدی به پول رسوندنش، اونقدر ها هم که فکر میکنیم سخت نیست». و حتی شاید سومیش این باشه که «معطل نکن، شروع کن به پیاده سازی». خب، حالا بیایم ببینم که من میخوام چی کار کنم؟ جادی به من ایده داد که ایده جمع کنم برای یک محصول سخت افزاری! اما محصولی که بشه به در یک مدت زمان نه چندان کوتاهی پیاده سازیش کرد و بعد ازش به پول رسید (بر خلاف StrongPC که بیشتر فاز تحقیقی داره).

ایده هایی که در ذهن خودم هستن اینان :

  • پیاده سازی یه دستگاه ساده با استفاده از میکروکنترلرهایی که توی بازار موجودند، و روبرو شدن با چالش هایی مثل مطالعه معماری، برنامه نویسی برای ریزپردازنده، طراحی مدارهای واسط و … .
  • پیاده سازی یه دستگاه ساده با استفاده از آردوینو و ماژول هاش
  • پیاده سازی یک دستگاه ساده IoT طور با استفاده از Cubieboard یا رزبری
  • و …

حالا از شماها که این پست رو میخونید، میخوام در این باره کمک بدید. اول این که «دستگاه ساده» چی میتونه باشه (مثلا ساعت؟! تقویم رومیزی؟ سیستم اطفاء حریق و …) و دوم این که با چی و چطوری پیاده سازی بشه. بعد از این که ایده مشخص بشه، مرحله مرحله پیاده سازیش در همین وبلاگ، گزارش میشه.

Share

پروژه گاه‌شمار

خب، من در گروه های تلگرامی این پیام رو میذاشتم :

دوستی مدتی پیش (که خیلی هم ازش نگذشته ) یک چالش رو بعنوان تمرین برنامه نویسی پیشنهاد داد، و اون هم نوشتن یک API بود برای دریافت ساعت و تاریخ.
من هم وارد این چالش شدم و یک API با روبی و سیناترا نوشتم، روی گیتهاب هم قرارش دادم ولی الان دپلویش کردم که اگر شما هم خواستید بتونید ازش استفاده کنید :
https://gahshomar-api.herokuapp.com/

خب، این هم پروژه ای بود که محسن بعنوان تمرین خواست که ما یه API بنویسیم، من هم این رو با Sinatra نوشتم و الان دپلوی شده و در دسترسه! امیدوارم ازش لذت ببرید 🙂

Share