نمیدونم چرا بعضیا وبسایت / وبلاگ رو با فیسبوک اشتباه میگیرن و توی اون چیزایی مینویسن که بیشتر درخور اونجاست. البته بعضی وقتها هم بهتره همه چیزمون تو وبلاگمون باشه. اینطوری یافتنش راحتتره.
یکی از این مسائل ، آهنگ و سبک موزیک مورد علاقه هست. کمتر کسی هست که تو فیسبوک حداقل ۲۰ تا خواننده رو لایک نکرده باشه. البته لازمه بگم که معمولا ایرانیا از اسم کسی خوششون بیاد لایک میکنن 😐 و یا وقتی ببینن کسی ، کسی که اونا لایک زدن لایک نزدند و تک افتاده ، حس «خود خفن پنداری» بهش دست میده جدای از اینکه اون شخص چه کارست! شاید یه قاتل حرفه ای باشه که بقیه قاتل ها به پاس خدماتش به جامعه قاتلان! اومدن براش فن پیج درست کردند.
خلاصه اینقدر صغری کبری نچینم! منم ایرانی هستم و طبعا موزیک سنتی برام حال و هوای دیگری داره. اما سبک های مورد علاقه من هیپ هاپ ، راک و در اولویت های بعدی پاپ و متال هستند.
یکی از بهترین آهنگهایی که تابحال گوش دادم «دنیای ما» بوده. هیپ هاپ هست .
خب همانگونه که توی دنیای لینوکس ، خیلی از کاربران تازه کار دنبال بهترین توزیع هستند، در دنیای BSD هم همین منوال وجود داره. خب برای اینکه ببینیم کدوم BSD بهتره ، باید اهداف چهار نسخه اصلی رو بدونیم.
BSD در کل چهار نسخه اصلی داره : FreeBSD , NetBSD, OpenBSD, DragonFlyBSD
همچنین نسخه هایی هم داره که مستقل نیستند مثل : Mac OS X, iOS, Darwin, PC-BSD, ….
خب نسخه های غیرمستقل معمولا اهدافشون خیلی خاص هست ، ولی نسخه های مستقل یه سری اهداف کلی دارند.
خب بالاخره بعد از مدتها ، به BSD مهاجرت کردم و یک سیستم BSD رو از پایه روی لپتاپم ساختم. جالبه که تنها سیستم عاملی بود که همه قطعات کلیدی (من جمله گرافیک) رو به خوبی شناخت. با Fn Key ها هم هیچ مشکلی نداره. سرعت تاچ پد هم بهینه هست.
حالا حالا ها مونده تا خوبی های BSD برای همه آشکار بشه 😀
این دومین پست امشب من هست. توی این پست میخوام در مورد کامپایل و ساختن یک دیسک زنده از FreeBSD توضیح بدم. مراحل کار خیلی خیلی ساده هست، ولی متاسفانه وقت گیر. کم کم باید ۳-۴ ساعت وقت بزارید تا سورسها کامپایل بشه. البته میتونید از make jobs هم استفاده کنید. ولی باز هم ممکنه طولانی بشه.
ماجرا از اونجایی آغاز شد که ایده ای به ذهنم رسید و خواستم پیاده سازیش کنم. کلی سرچ کردم و دیدم بله! با NET. پیاده سازی شده و میتونم روی اون حساب کنم.
رفتم و یک عدد ویندوز ۷ ، اونم از نوع ۶۴ بیتی نصب نمودم ! تازه جریانات شروع شد.
کمی باهاش ور رفتم خاموش کرد! درایور کارت گرافیکم رو نصب کردم و موقع بوت شدن خاموش کرد و خلاصه لپتاپم «ویندوز فوبیا» گرفت :)) . حالا تصمیم دارم هارد ۳۲۰ ش رو با یک عدد یک ترابایت عوض کنم و اوبونتو و FreeBSD رو روش نصب کنم LOL .
عده زیادی به دنبال این هستند که بدونن «فورک کردن» یا «انشعاب دادن» یعنی چه؟ مثلا وقتی اوبونتو میگه دبیان رو فورک کرده یعنی چی؟ و فرقش با نسخه های دیگر مثل ریمستر و ریبرند چی هست؟
موضوع خیلی خاصی رو در این پست مطرح میکنم ، و به نتیجه گیری ای کلی ازش میرسم. امیدوارم خوشتون بیاد.
ماجرا از یک تاپیک توی فروم کذایی اوبونتو شروع شد که مشکلات رو فرهنگ پایینمون دونسته بود (حال آنکه شخص استارتر هم از این قاعده مستثنی نیست و نمیدونم چطور جرئت کرده در مورد ملت خودش چنین چیزی بنویسه). بگذریم. تاپیک داشت با یه سری چرت و پرت همیشگی – که روال این فروم هست – پیش میرفت تا این شخص بند کرد به جمله ای که قبلا در ایندکس سایت جبیر بود …
خب بعد از مدتی نسبتا طولانی ، پستی در مورد جبیر میزنم. درسته! امروز روز تولد جبیر و یک روز مهم برای من هست. ۲۵ فروردین! البته امروز ۲۴م هست ولی خب یک روز جلوتر بهتر بود که براش جشن بگیریم.
حتی در وبسایت های جبیر هم همین امروز مطلب تولدت مبارک رو زدم.
ببینیم بعد از یک سال توسعه ، جبیر چه تغییراتی خواهد داشت؟