کسب و کار در بحران

در طی دورانی که به آن جنگ دوازده روزه می‌گوییم و از ۲۳ خرداد تا ۵ تیرماه، طول کشید؛ شاهد بحرانی بودیم که کسب و کارها را تحت‌الشعاع قرار داد. خیلی واضح و ساده بخواهیم صحبت کنیم، اثر گرفتن کسب و کار از بحران بخشی از بحران است و طبیعی است که مردم، جوانب حیاتی‌تر زندگی خود را در اولویت بالاتری قرار دهند که شامل موارد زیادی من‌جمله تهیه خوراک و مسکن و … می‌شود.

در این پست، قصد دارم در مورد دو تجربه خاموشی اخیر و این که چقدر می‌توانست کسب و کارها را مورد عنایت قرار دهد، صحبت کنم. البته خاموشی اخیر، طولانی‌تر، دور از انتظارتر و عجیب‌تر بود و حتی پروژه‌های آزاد مانند پارچ‌لینوکس نیز از آن ضربات زیادی خوردند.

در جنگ ۱۲ روزه چه گذشت؟

پیش از جنگ ۱۲ روزه به یاد دارم که نسخه جدید مانی را دپلوی کرده بودم و حتی از دوستانم دعوت کردم که در وبیناری که به مناسبت ریلیز نسخه جدید برگزار کردم، شرکت کنند.

اما چندین ماه بعد در طی همان اتفاقات، به سبب قطعی اینترنت در سطحی مانند دیتاسنترها و عدم اتصال دیتاسنترهای ایرانی به اینترنت بین‌الملل و دسترسی نداشتن به زیرساخت، تا حد زیادی به کسب و کار؛ علی‌رغم این که همچنان در طی این ۱۲ روز بالا بود، به دلیل نداشتن مشتری؛ ضربات جبران‌ناپذیر وارد شد.

بسیاری از کاربران نیز در طی این مدت، از پلتفرم‌هایی که در خارج از ایران میزبانی می‌شدند به پلتفرم‌های داخلی کوچ کردند. و طبیعتا یک عده نیز فرصت را غنیمت شمارده و خود را به «خط سفید» و «لیست سفید» آغشته نمودند که بعدها در مورد آن صحبت خواهیم کرد و این پست، مجالی برای آن بحث ندارد.

موضوع مهم این است، در حالی که ضربات زیادی به جوانب مختلف زندگی مردم وارد شد، با بهانه‌های واهی، عده‌ای – که اصلا کاره‌ای هم نبودند – تلاش داشتند قطعی اینترنت در آن ابعاد گسترده را توجیه کنند که این هم در جای خود مایه تاسف و تعجب است.

موضوع مهم این است که طی چند ماه پس از آن ۱۲ روز، بسیاری از کسب و کارها، من‌جمله خود ما تصمیم گرفتیم که کرکره‌ها را پایین بکشیم و طبیعتا کسب و کارهایی که تعداد نیروی انسانی آن‌ها زیاد بود، دست به تعدیل نیرو زدند. این هم از نتایجی بود که خاموشی‌ها و شاید بهتر بگوییم، غیرقابل پیش‌بینی بودن رفتار تصمیم‌گیری در مورد حد و اندازه دسترسی‌ها به اینترنت، رقم زد. کسب و کارهای کوچک و متوسط تصمیم به تعطیلی گرفتند و بزرگترها هم در ابعاد بزرگ نیروهای خود را تعدیل کردند.

در وقایع اخیر چه گذشت؟

وقایع اخیر نیز دست‌کمی نداشت. کما این که در طی جنگ دوازده روزه، روز سیزدهم (پس از این که آتش‌بس پذیرفته شد و اوضاع تا حدی به حالت عادی خود باز گشت) اینترنت نیز به صورت فاز به فاز طی ۲۴ تا ۷۲ ساعت به حالت قبلی خود برگشت.

اما در وقایع دردناک اخیر، اینترنت هنوز که هنوز است با قطعی نسبتا گسترده مواجه است و بسیاری از افراد، هنوز قادر به برقراری یک اتصال پایدار نیستند. در واقع اینترنت هنوز به صورت کامل برنگشته و مایی که قادر به اتصال بودیم احتمالا «خوش‌شانس» بوده‌ایم که برخی از راه‌هایی که پیش‌تر برای اتصال به اینترنت استفاده می‌کردیم دوباره به کار افتادند. شاید هم بخاطر دانش فنی‌ای بود که داشتیم.

بهرحال کاری با این نداریم. در شرایط اخیر نیز همچنان وضعیت همان است. کسب و کارهایی که تصمیم به تعطیلی گرفتند و بسیاری در آستانه فروپاشی و تعطیلی هستند. بسیاری نیز منتظر فرصت مناسبی هستند تا تعدیل مودبانه انجام دهند (فی‌الواقع، عدم تمدید قرارداد برای سال جدید یا اعلام به نیروها که در سال جدید پذیرای ایشان نخواهند بود) و یا این که به شکل کلاسیک، تعدیل را انجام دهند.

از طرف دیگر، حجم مشتریان کاهش بسزایی دارد. نه به این خاطر که به اینترنت دسترسی ندارند، بلکه بخاطر این که وضعیت اقتصادی خوبی را تجربه نمی‌کنیم و منطقی و درست است که شخص، به جای آن که هوش مصنوعی تولید تصویر یا پلتفرم پخش موسیقی‌اش را شارژ کند، ترجیحش بر آن باشد که همان مبلغ را برای تهیه اقلام غذایی یا دارو پس‌انداز کند و این هم به خوبی قابل درک است.

کسب و کار در بحران، چگونه دوام بیاوریم؟

حقیقت این است که در چنین شرایطی، هیچ شخصی نمی‌تواند به شما یک رسپی درست برای دوام آوردن ارائه کند. با این که بسیاری از پاهای ثابت وبسایت ایسمینار (یا همان پکیج‌فروشانی که نهایت هنرشان این باشد که دستور poweroff در لینوکس را بدون تپق زدن به شما آموزش دهند و آن را به یک ویدئوی بیست دقیقه‌ای در آپارات تبدیل کنند) در حال فروختن پکیج‌ها «کسب و کار در بحران» و «کسب و کار در اینترنت ملی» و … به شما هستند، اما معمولا این افراد محتوایی کاملا تاریخ‌مصرف‌دار و سوپرمارکتی را به شما ارائه می‌کنند.

در طول این مدت هم زیاد پیش می‌آمد که در بسترهایی مانند «بله» با دوستان خود بحث کنیم که چطور می‌توانیم در این شرایط، دوام بیاوریم و خب در نهایت این پرسش‌ها با بن‌بست‌های تاریخی روبرو می‌شد. اما شاید بتوان در این مورد کمی بحث کرد و به نتایجی رسید.

در ادامه، بخشی از نتایجی که به آن رسیدیم را با شما به اشتراک می‌گذارم.

ایجاد درآمد خارجی، فقط توهم است.

شاید یک سال پیش توهم نبود اما در حال حاضر فقط توهم است. در ایران شما نمی‌توانید به راحتی درگاه پرداخت خارجی تهیه کنید و درگاه رمزارزی، مقبولیت چندانی ندارد (بخصوص اگر رمز تنها گزینه پرداختی باشد، معمولا شک زیادی در مخاطب خارجی ایجاد می‌کند که شما کلاهبردار باشید و …) و طبیعتا برای دریافت درگاه خارجی شما ملزم به ایجاد ارتباطی در خارج از کشور هستید.

کارهای فری‌لنسری و کار از راه دور نیز از روی میز حذف می‌شوند چرا که هیچ‌کس نمی‌داند چه زمانی و به چه مقدار قرار است دسترسی‌ها محدود شود و طبیعی است که به این شکل، تمامی کارفرماهای خارج از کشور (حتی ایرانی‌ها) ترجیحشان کار با افرادی از هند یا ویتنام باشد و به نیروهای انسانی داخل ایران اهمیتی ندهند.

زیرساخت داخلی کفاف کسب و کار مدرن را نمی‌دهد.

کسب و کارهای مدرن، نیازمند حجم زیادی از منابع سخت‌افزاری مانند GPU یا TPU یا حتی مقدار زیادی رم و پردازنده هستند و حتی بهترین(!) پرووایدرهای ایرانی نیز از تامین سخت‌افزار کافی برای آن‌ها، عاجز. چیزی که مشخص است این است که با این که بسیاری از افراد به دنبال کپی مدل‌ کسب و کارهای چینی برای بقا هستند، زیرساختی به گستردگی چین در اختیار نداریم.

یک مثال برای شما بیاورم آن هم این است که در طول دو قطعی اینترنت اخیر، وبسایت گپ‌جی‌پی‌تی که یکی از خدمات‌دهندگان سامانه‌های هوش مصنوعی است، در این مدت به جای مدل‌هایی مانند GPT-5.2 و یا Grok 4 و …، در حال ارائه مدل‌های کوچکتر احتمالا کوئن ۸ یا ۱۴ میلیارد پارامتری بود. حتی همین مدل‌ها، با این که به شدت سبک هستند و به سادگی می‌توانند روی یک گرافیک خوب مانند ۴۰۹۰ پاسخگوی تعداد زیادی کاربر باشند با کندی‌های شدید مواجه بود.

سوال این است، وقتی که یک استارتاپ قادر به تامین حتی یک ۴۰۹۰ نیست و دلیلش هم درآمد نیست (قاعدتا اگر قیمت‌های همان پلتفرم را چک کنید متوجه منظور خواهید شد) چه دلیلی دارد جز این که زیرساخت کافی در کشور وجود ندارد؟

انتظارات کاربران را نمی‌شود برآورده کرد!

مهم‌ترین رکن کسب و کار دیجیتال، میزان رضایت کاربران است تا با ریزش یا به عبارتی churn روبرو نشویم. اما در چنین شرایطی، برآورده‌سازی انتظارات کاربران تقریبا محال است.

به ابتدای مطلب و موضوع پارچ‌لینوکس برگردیم. پارچ‌لینوکس حتی در دسته کسب و کار هم قرار نمی‌گیرد و صرفا یک پروژه آزاد است و اصولا در پروژه آزاد و ناسودبر، شما تعهدی نسبت به کاربران ندارید. اما با این حال بسیاری از کاربران با علم به شرایط شاکی بودند که چرا قادر به نصب بسته و یا بروزرسانی سیستم‌عامل خود نیستند.

حالا در همین حال، تصور کنید که کسب و کاری که پول دریافت کرده و سودبر است، تعهداتی دارد که باید به آن عمل کند. در واقع همین تعهدات می‌تواند کسب و کار را زمین بزند. بسیاری از کسب و کارها، قول پشتیبانی در زمان بحران می‌دهند، قول جبران مافات می‌دهند و جالب این است که این موضوع همیشه در کسب و کارهای کوچک رخ می‌دهد و دانه‌درشت‌های اکوسیستم(!) معمولا به هیچ کجایشان هم نیست که چقدر از اعتبار، بسته یا آستانه مصرف مشتری هدر شده تا جبران کنند.

کسب و کار جدید تقریبا نشدنی است.

این هم نیازی به توضیح ندارد. کسب و کار جدید، امریست تقریبا نشدنی. چرا که شما باید بتوانید کاربر جذب کنید، کاربر را وفادار کنید و بتوانید از کاربرانتان پول دریافت کنید.

و در شرایطی که همه چیز ناپایدار است، این واقعا نشدنی‌ترین امر ممکن است. واقعا توضیح بیشتری برای این بخش به ذهنم نمی‌رسد. مگر این که اتفاق دیگری بخواهد رخ دهد که نمی‌دانیم چیست. بهرحال، فعلا بهتر است کمی دست نگه داریم.

جمع‌بندی

در پایان، باید بگویم که نوشتن بلاگ‌های طولانی برای من طاقت‌فرسا شده است چرا که نمی‌توانم تمرکز درستی داشته باشم. با این که تلاش می‌کنم در ادامه بیشتر بنویسم و احتمالا دو یا سه پست دیگر در طی روزهای آتی منتشر کنم (حداقل تا زمانی که به بلاگ دسترسی دارم و اینترنت خاموش نشده است) و موضوعات مختلفی در این پست‌ها پوشش داده خواهد شد.

در این پست، در مورد این که بحران‌ها چطور به ابربحران تبدیل می‌شوند و چطور باعث نابودی کسب و کار شما می‌شوند صحبت کردیم. مشخص نیست چه زمانی می‌شود اعلام کرد که می‌توانیم یک کسب و کار بدون دردسر ایجاد کنیم، اما خب نکته اصلی اینجاست که کسب و کار بدون مشتری به هیچ دردی نخواهد خورد.

در نهایت هم باید گفت که در حال حاضر اگر کمی دست نگه داریم و شرایط را بررسی درعمق‌تری کنیم، بهتر است و در نتیجه بهتر می‌توانیم پیرامون ایجاد یک کسب و کار، تصمیم‌گیری کنیم.

Share

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *